ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )
252
الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )
عبد الملك گفت : خدا پاداش نيكو به تو بدهد ، تو همواره خير خواه و امين هستى ، نظرت در مورد كسانى كه ما را محاصره كردهاند چيست ؟ قبيصه گفت : سر عمرو را جلوى آنان بينداز . پس از آن مقدارى درهم و دينار ميان آنان پخش كن . وقتى كه چنين كردند ، كسى فرياد كشيد امير المؤمنين امير شما را كشته است و بر امير المؤمنين است كه پياده شما را سوار و عريان شما را بپوشاند ، فقير شما را بى نياز كند . آنان نيز فرياد كشيدند و با فريادهاى آرى ، آرى ، پذيرفتند . وقتى كه بيعت براى عبد الملك در شام به پايان رسيد ، خواست تا به سوى مصعب حركت كند . مردم شام در اين ميان كوتاهى كردند و به كندى كار انجام دادند . حجاج بن يوسف كه در ميان نگهبانان ابان بن مروان بود گفت : يا امير المؤمنين ، مرا بر آنان مسلط گردان . عبد الملك گفت : برو . من تو را بر آنان حاكم گردانيدم . حجاج بر هيچ خانهاى نمىگذشت مگر اين كه آن را به آتش مىكشيد ، مردم شام وقتى چنين ديدند ، به حركت در آمدند . در اثر اين كار حجاج ، شاميان به وضعيت دشوارى مبتلا شدند و زندگى آنان به سختى افتاد . براى عبد الملك بن مروان ، برنج تهيه مىكردند . پس از آن عبد الملك از شام به سوى عراق حركت كرد در حالى كه حجاج بن يوسف نيز همراه وى بود . مسير عبد الملك از شام تا عراق وقتى كه عبد الملك با مردم شام و به همراهى حجاج بن يوسف به سوى عراق حركت كردند ، مصعب بن زبير نيز با مردم بصره و كوفه بيرون آمد ، در ميان شام و عراق با يك ديگر روبرو شدند . ميان عبد الملك و مصعب پيش از اين رابطهاى برادرانه وجود داشت . عبد الملك از مصعب خواست تا نزد وى آيد و با يك ديگر سخن بگويند . عبد الملك سلام كرد و به مصعب گفت : مىدانى در اين مدت سى سال من و تو از جادهء دوستى جدا نشدهايم ، و به برادرى و دوستى تو اعتماد دارم . به خدا سوگند ، من از عبد الله براى تو بهتر هستم و براى دين و دنياى تو سودمندترم . اگر خواهى از من عهد و پيمانى بگير و به آن دو شهر [ كوفه و بصره ] برو و از آنان براى من بيعت بگير ، هر كارى كه خواستى بكن هيچ گاه تو را انكار نخواهم كرد . مصعب گفت : آنچه در مورد اعتماد و برادرى و خير خواهى ميان خودمان گفتى ، همه را قبول دارم ، ليكن پس از كشته شدن عمرو بن سعيد ، من ديگر به تو اعتماد ندارم ، در حالى كه