ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )
246
الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )
وقتى به مدينه رسيد ، به مسجد وارد شد و بالاى منبر رسول خدا ( ص ) رفت . درخواست نان و گوشت كرد ، بر روى منبر نان و گوشت را خورد و پس از آن آب خواست و همان بالاى منبر وضو ساخت . حبيش در پى جابر بن عبد الله انصارى فرستاد ، وقتى كه جابر آمد ، حبيش از وى خواست تا با عبد الملك بيعت كند و گفت اگر از بيعت با عبد الملك خوددارى كند خون وى را خواهد ريخت . جابر به حبيش گفت : كار سختى را از من مىخواهى ، من با عبد الملك با همان شرطى كه با رسول خدا ( ص ) در روز حديبيه بيعت كردم بيعت مىكنم . حبيش پس از آن عبد الله بن عمر را خواست و از وى درخواست كرد تا با عبد الملك بيعت كند . عبد الله گفت : وقتى مردم گرد آمدند ، اگر خدا خواست با او بيعت مىكنم . حبيش به طرف ربذه حركت كرد ، اين واقعه در رمضان سال 65 روى داد . عبد الله بن زبير به عباس بن سهل ساعدى كه در مدينه بود چنين نوشت : با گروهى از مردم به سوى حبيش برو . عباس بن سهل ، به همراه نهصد مرد جنگى در ربذه فرود آمد ، در ربذه دو لشكر شب را به خواندن قرآن گذراندند . وقتى كه صبح شد ، حبيش بن دلجه به لشكريان خود گفت : آبهاى خود را بر زمين بريزيد . آنان نيز آب خود را بر زمين ريختند و مشغول نبرد شدند ، حبيش در جنگ كشته شد ، تا اين كه عدهاى از مردم شام كه حدود پانصد نفر بودند بر كوهى در ربذه استقرار يافتند . گويند ، يوسف پدر حجاج نيز همراه حبيش بود . عباس بن سهل بر آنان دست يافت و به آنان گفت : از كوه پايين آييد و همراه من شويد . وقتى كه پايين آمدند ، عباس بن سهل دستور داد سر آنان را از بدنشان جدا كنند . پيروزى عبد الله بن زبير بر بصره و كوفه وقتى كه عباس بن سهل ، از جنگ با مردم شام آسوده شد ، به مدينه باز گشت و بار ديگر با عبد الله بن زبير بيعت كرد . مردم بصره نيز نزد عبد الله آمدند و همراه وى بودند ، عبد الله نيز حارث بن عبد الله بن ابى ربيعه را بر بصره گماشت ، در بصره به حارث خبر دادند مردم بصره درهمها را خرد مىكنند . ياران حارث به وى گفتند : مردم بصره در صورتى كه بميرند اصلاح مىشوند . حارث نيز گفت : اگر مردم بصره بميرند بهتر است كه بازماندگان آنان فاسد شوند . عبد الله بن زبير فرزند خود حمزه را به بصره فرستاد ، مردم بصره وى را كوچك شمردند ،