ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )
247
الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )
عبد الله بار ديگر مصعب بن زبير را به سوى مردم بصره فرستاد . او وقتى به بصره رسيد به مردم گفت : هر كس نزد شما مىآيد شما او را به لقبى مىخوانيد ، ولى من خود را به لقبى ديگر مىخوانم و آن اين كه من قصاب هستم . پس از آن مصعب به سوى مختار رفت و وى را كشت . بيعت مردم كوفه با عبد الله بن زبير و بيرون رفتن ابن زياد از كوفه از برخى بزرگان چنين روايت شده است : عبيد الله بن زياد اولين كسى است كه كوفه را به بصره ملحق كرد و به صورت يكپارچه بر آن دو حكومت مىكرد ، چنان كه پدرش نيز قبل از وى چنين مىكرد . عبيد الله همواره در پى خوارج بود و آنان را مىكشت ، از اين روى هر كسى را كه ملحق به خوارج مىدانست ، مىكشت . وقتى كه كار مردم دچار دگرگونى شد ، و يزيد نيز درگذشت ، و پادشاهى عبد الله بن زبير گسترش يافت ، و كارش بالا گرفت ، مردم بصره را از فرمانبرى بنى اميه بيرون آورد . مردم نيز با عبد الله بن زبير بيعت كردند . عبيد الله بن زياد به مسجد آمد و پس از ستايش پروردگار چنين گفت : اى مردم ! كسى كه به واسطهء پيروى از او مىجنگيديم ، مرده است ، كار مردم دگرگون شده است و سخنان آنان با يك ديگر همگون نيست ، آنان پيشوايى ندارند . اگر مرا بپذيريد ، با دشمنانتان مىجنگم و در ميانتان داورى مىكنم ، حق مظلومان را مىگيرم و بر ستمگران سخت خواهم گرفت . تا مردم بر كسى كه او را به عنوان خليفه برگزيدهاند ، اجتماع كنند . يزيد بن حارث برخاست و گفت : خدايى را مىستايم كه ما را از دست بنى اميه رهانيد ، و فرزند سميه را خوار گردانيد . عبيد الله بن زياد براى بار ديگر برخاست تا سخن بگويد ، ولى مردم او را با سنگ زدند و دشنام گفتند . عدهاى از مردم چنين گفتند : مردى را به اميرى برمىگزينيم تا مردم كسى را به عنوان خليفه انتخاب كنند . سرانجام مردم در مورد عمرو بن سعد بن ابى وقاص به توافق رسيدند . در اين هنگام ، زنان و كودكان آمدند و بر كارى كه بر حسين بن عليه رفته بود آغاز به گريه كردند . مردان قبيله همدان به مسجد آمدند و در حالى كه شمشيرهاى خود را بيرون كشيده بودند دور تا دور مسجد مىگشتند . مردم بصره و كوفه يك نظر در مورد عامر بن مسعود به توافق رسيدند ، و در نامهاى كه براى عبد الله بن زبير نوشتند رضايت خود را در مورد عامر بن