ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

237

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

جنگ بودند : فاطمه دختر حسين بن على ، محمد بن على ، دو پسر جعفر بن ابى طالب و محمد بن حسين بن على . اسيران خاندان على نزد يزيد از محمد بن حسين بن على نقل شده است : نزد يزيد آمديم . دوازده نوجوان بوديم كه در زنجيرهاى آهنى پيچيده شده بوديم و تنها يك لباس بر تن داشتيم . يزيد گفت : خودتان را از دست بنده مردم عراق آزاد كرديد ؟ من وقتى كه ابو عبد الله از مدينه بيرون رفت و در هنگامى كه در كربلا كشته شده هيچ اطلاعى نداشتم . على بن حسين گفت : « تا بر آنچه از دستتان مىرود اندوهگين نباشيد و بدانچه به دستتان مىآيد شادمانى نكنيد ، و خدا هيچ متكبر خودستاينده‌اى را دوست ندارد . » ( حديد ، آيهء 23 ) . يزيد با شنيدن اين آيات خشمگين شد و در حالى كه دست خود را در ريشش كرده بود اين آيه را خواند : « اگر به شما مصيبتى رسد ، به خاطر كارهايى است كه كرده‌ايد ، و خدا بسيارى از گناهان را عفو مىكند . » ( شورا ، آيهء 30 ) . پس از آن به مردم شام گفت : نظر شما چيست ؟ مردى گفت : لا تتخذّن من كلب سوء جروا . [ سخن زشتى است ، از ترجمهء آن خوددارى شد . ] نعمان به بشير گفت : با آنان طورى رفتار كن كه رسول خدا ( ص ) در چنين حالى با آنان رفتار مىكرد . فاطمة دختر حسين گفت : اينان دختران رسول خدا ( ص ) هستند . يزيد گريه كرد طورى كه نزديك بود قالب تهى كند . مردم شام نيز گريه كردند تا جايى كه صدايشان گرفت . يزيد گفت : با آنان به نيكى رفتار كنيد ، اسيران را به حمام ببريد و آنان را شستشو دهيد و بر آنان لباس بپوشانيد . اسرا را به آشپزخانه بردند و به آنها غذا خوراندند و به آنان از اموال و پوشاك هدايا و جوايزى دادند . يزيد گفت : اگر بين اينان و بين كسى كه پستان مادرش را گاز گرفته است نسبتى بود آنان را نمىكشت [ منظور يزيد ، عبيد الله بن زياد است ] . با آنان به مدينه باز گرديد . هر كس كه با آنان از مدينه آمده بود ، با آنان به مدينه برگشت . اخراج بنى اميه از مدينه و جنگ حرّه دربارهء بيرون كردن بنى اميه از مدينه گفته‌اند : عثمان بن محمد در حالى كه پيراهن پاره خود را نيز فرستاد در نامه‌اى براى يزيد چنين نوشت : به فرياد رس ، مردم مدينه ، فرزندان اميه را از مدينه بيرون كرده‌اند .