ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

205

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

ابن عباس گفت : آرى ، ما از اين كه از بعضى كارها در گذشته‌ايم و قناعت ورزيده‌ايم ، خداوند نيز بهره‌هاى خود را به ما بيش‌تر داده است . معاوية به صورت پرسش و پاسخ با ابن عباس سخن مىگفت ، تا اين كه حسين بن على وارد شد . معاويه وقتى حسين بن على را ديد وى را در سمت راست خود نشاند . معاويه از حسين در مورد برادرزادگانش پرسش كرد . حسين نيز وى را از احوال آنان آگاه گردانيد . معاويه گفت : ستايش از آن خداست و گواهى مىدهم كه خدايى جز او نيست و محمد ( ص ) بنده اوست و او را به سوى جن و انس فرستاده است . محمد ( ص ) تمامى تلاش خود را براى بر پايى دين خدا انجام داد تا اين كه از دنيا رفت ، پس از وى اتفاقاتى روى داد كه شما دو نفر از آن به خوبى آگاهيد . شما آگاهيد كه يزيد در صورتى كه خليفه شود مىتواند مردم را هدايت كند . اما در مورد شما من نمىتوانم فضل و برترى شما را و اين كه از خاندان رسول خدا ( ص ) هستيد انكار كنم . ابن عباس برخاست و در حالى كه دستش را بلند كرده بود و به حسين اشاره مىكرد گفت : معاويه شايد منظور تو از اين سخنان من هستم ، در اين ميان بيش‌تر از همه به من تهمت‌زده و مرا مورد بغض و كينهء خود قرار داده‌اى . پس از ابن عباس ، حسين بن على برخاست و گفت : هر كسى كه دربارهء رسول خدا ( ص ) سخن گويد نمىتواند حق وى را ادا كند ، اگر چه بسيار سخن بگويد . تو دربارهء يزيد گونه‌اى سخن گفتى كه گويى مىخواهى دربارهء كسى سخن بگويى كه مردم او را نمىشناسند و دربارهء او نياز به آگاهى جديدى دارند . يزيد بهترين دليل بر شناسايى خود است ، يزيد كسى است كه با سگان بازى و بر روى كبوتران شرط بندى مىكند . اى معاويه ميان تو و مرگ فقط يك چشم بر هم زدن فاصله است . به عمل نيك بپرداز ، براى روزى كه از آن گريزى نيست . معاويه پس از شنيدن سخنان حسين بن على رو به ابن عباس كرد و گفت : اين چيست ؟ ابن عباس گفت : آنان خاندان رسول خدا ( ص ) هستند . وى يكى از اصحاب كسا است . آنان در خانهء پاك پرورش يافته‌اند . معاويه در پى عبد الرحمن بن ابو بكر ، عبد الله بن عمر و عبد الله بن زبير فرستاد . و وقتى كه آنان آمدند و به عبد الله بن عمر كرد و گفت : به ما گفتى ، دوست ندارى شبى را به صبح برسانى مگر اين كه بيعت جماعتى بر گردن تو باشد . دنيا و آنچه در آن است از آن توست . من تو را از اين كه در ميان مسلمانان تفرقه ايجاد كنى بر حذر مىدارم . عبد الله بن زبير گفت : معاويه ، پيش از تو خلفايى بوده‌اند ، آنان نيز پسرانى داشته‌اند ، پسر