ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )
199
الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )
معاويه در نامههايى براى عبد الله بن عباس ، عبد الله بن زبير ، عبد الله بن جعفر و حسين بن على ، نظر آنان را در مورد بيعت با يزيد جويا شد و از سعيد بن عاص درخواست كرد تا نامهها را به آنان برساند و پاسخ آنها را هر چه زودتر به شام بفرستد . نامهء معاويه به سعيد بن عاص نامهء تو را دريافت كردم ، و فهميدم كه مردم در مورد بيعت با يزيد به كندى حركت مىكنند ، مخصوصا بنى هاشم . و [ دانستم ] آنچه را كه عبد الله بن زبير گفته است . من نامههايى را براى بزرگان نوشتهام و به آنان دادهام ، پاسخ آنان را دريافت كن و هر چه زودتر به سوى من بفرست تا نظر خود را در اين مورد بيان كنم . مواظب حسين بن على باش . مبادا از سوى تو به او بدى برسد ، او با پيامبر ( ص ) خويشاوند است و از اين روى هيچ زن و مرد مسلمانى حق او را فراموش نمىكند . او همچون شيرى در بيشه است . كسى كه همچون درندگان مىباشد ، عبد الله بن زبير است . از او پرهيز كن . من به زودى نزد تو خواهم آمد . و السلام . نامهء معاويه براى ابن عباس بدان ، خبر سستى تو براى بيعت با يزيد به من رسيده است . اگر تو را به خاطر عثمان بكشم ، حق خود مىدانم . زيرا تو از كسانى بودى كه مردم را براى كشتن او گرد آوردى ، تو از طرف من در امان نيستى تا به آن وسيله مطمئن و خشنود باشى ، وقتى كه نامه من به دست تو رسيد ، به مسجد برو و كسانى را كه عثمان را كشتهاند نفرين كن ، و با فرماندار من بيعت كن . تو از ديگران به خود آگاهترى . و السلام . نامهء معاويه براى عبد الله بن جعفر آگاهى كه من در مورد تو و خاندان تو چه نظرى دارم ؟ من به تو و خاندان تو خوشبينم . خبرهايى از تو به من رسيده است كه از آنها ناخشنودم . اگر بيعت كنى سپاسگزارم و اگر خوددارى كنى مجبورت مىكنم . و السلام . نامهء معاويه براى حسين بن على كارهاى تو به آگاهى من رسيده است . گمان نمىكنم كه تو آن كارها را انجام داده باشى . تو با هر كسى كه بيعت كنى مردم به او اقبال مىكنند و آن نيز تنها به خاطر