ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

184

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

هستم . من خواهان ديدار خداوند خود هستم و در انتظار ثواب و نيكى او . ليكن از چيزى ابا دارم و آن اين كه سفيهان و بد كاران اين امت بر شما مسلط گردند . آنان اموال خداوند را همچون مال خود دانند و بندگان خدا را به عنوان برده مىگيرند ، با صالحان مىجنگند و با ستمگران يكى مىشوند . آرى به خدا سوگند اگر چنان شود كه گفتم هرگز شما را به يكپارچگى و جماعت فرا نمىخواندم و شما را تحريض نمىكردم . به خدا سوگند بر راه هدايت هستم و دوستدار شهادت . من اگر خدا بخواهد به همراه شما به جنگ خواهم پرداخت ، برخيزيد با يارىهاى اندك و بسيار و با اموال و جان‌هاى خود در راه خدا جهاد كنيد . خداوند با صابران است . مقتل على مداينى گويد در سال 39 هجرى عده‌اى از خوارج حج به جا آوردند . عامل على و معاويه در مورد به جا آوردن اعمال حج با يك ديگر درگير شدند . مردم نيز همراهى شبيب بن عثمان را پذيرفتند . آن گاه كه موسم حج به پايان رسيد چند نفر از خوارج در مجاور خانهء خدا گرد آمدند و گفتند : اين خانه در زمان جاهليت از شأنى و الا برخوردار بود ، در دورهء اسلام نيز همچنان از منزلتى و الا برخوردار است . عده‌اى اين حرمت را از بين برده‌اند . اگر عده‌اى باشند كه شر اين دو نفر [ على و معاويه ] را كم كنند و آنان را بكشند ، حرمت اين خانه بر خواهد گشت و مردم نيز آسايش خواهند يافت و پس از آنان براى خود پيشوايى بر خواهند گزيد . عبد الرحمن بن ملجم مرادى كه خدا او را لعنت كند گفت : كار على با من ، حجاج بن عبد الله كه به برك معروف بود گفت : من نيز معاويه را مىكشم ، عمرو بن بكر نيز گفت : به خدا سوگند عمرو بن عاص نيز بايد كشته شود ، او با من . آنان بر اين كار پيمان بستند و عمرهء ماه رجب را نيز به پايان بردند و بر يك روز كه على و معاويه و عمرو را بشكند اتفاق كردند و آن گاه هر يك از آنان به راه خود رفتند . ابن ملجم به كوفه رفت ، ولى وظيفهء خود را از ديگران پنهان مىكرد . در كوفه با زنى ازدواج كرد كه نام وى قطام بن علقمه بود ، وى نيز از خوارج بود كه على در جنگ نهروان برادرش را كشته بود . ابن ملجم بر اين پيمان كه على را بكشد با او ازدواج كرد . ابن ملجم مدتى را نزد قطام بود ، در بعضى از روزها قطام در حالى كه ابن ملجم خود را از ديد مردم پنهان مىكرد ، مىگفت : زمان بسيارى را در نزد خانوادهء خود گذراندى و از كارى كه براى انجام آن آمدى فرو ماندى . ابن ملجم گفت : براى من زمانى است كه يارانم نيز در آن وقت آماده‌اند ، من از آن وقت تجاوز نخواهم كرد .