ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )
173
الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )
سخنان على با مردم كوفه ابو الاسود از مردم بصره تنها توانست 1700 نفر را همراه خود كند . او همراه با احنف بن قيس در نخيله در كنار على گرد آمدند . على وقتى كه ديد تنها 3200 نفر همراه آن دو نفر آمدهاند ، سران قبايل و كسانى را كه در ميان مردم داراى وجههاى بودند ، فرا خواند و براى آنان چنين خطبه خواند : مردم كوفه ، شما برادران و ياران من در راه حق هستيد . و دعوت مرا براى جهاد با كسانى كه خونشان حلال است پذيرفتيد . كسانى را كه از دين برگشتهاند به يارى شما خواهم زد . من از مردم بصره طلب يارى كردم ولى آنها فقط 3200 نفر را براى كمك به من فرستادهاند . مرا به خير خواهى خود كمك كنيد . من خواهان آن هستم كه رئيس هر قبيلهاى آنچه در توان دارد در اختيار من بگذارد تا به كمك آنان با دشمنان خدا بجنگم . سعد بن قيس برخاست و گفت : يا امير المؤمنين ، شنيديم و اطاعت كرديم ، من نخستين كسى هستم كه دعوت تو را اجابت مىكنم . عدى بن حاتم و حجر بن عدى و سران ديگر قبايل برخاستند و گفتند : ما نيز تحت فرمان تو هستيم . آنان اسامى افراد قبيلهء خود را نوشتند و به على دادند ، تعداد آنان بالغ بر چهل هزار نفر مىشد . آن گاه على برخاست و چنين گفت : سخن شما به من رسيده است كه بايد امير المؤمنين به جنگ خوارج برود . بدانيد غير از گروه خوارج كسانى هستند كه اول بايد با آنها جنگيد ، موضوع خوارج را به كنارى نهيد . در اين هنگام مردم از هر طرف چنين مىگفتند : يا امير المؤمنين ، هر جا كه دوست دارى برو ما ياور تو هستيم . با ما به سوى دشمن حركت كن ، قلوب شيعيان تو همچون قلب مردى است كه فقط به يارى و كمك به تو فكر مىكند . سخنان على در مورد خثعمى مردم همگى خود را در اختيار على گذاشتند . و على نيز مشروط بر كتاب خدا و سنت رسول خدا ( ص ) با آنان بيعت كرد . گويند ، مردى از قبيله خثعم نزد على آمد . على به او گفت : بنابر كتاب و سنت رسول خدا ( ص ) بيعت كن . خثعمى گفت : با تو بر پايهء كتاب خدا و سنت رسول خدا ( ص ) و سنت ابو بكر و عمر بيعت مىكنم . على گفت : آيا سنت ابو بكر و عمر داخل در كتاب خدا و سنت رسول خدا ( ص ) نيست ؟ آنان بر اساس حق عمل مىكردند .