ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )
158
الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )
قبول نكنى كسى همراه تو باقى نمىماند . و تير و سنگى همراه تو نخواهيم انداخت و در هيچ جايگاهى همراه تو نخواهيم بود . سخن قاريان قرآن وقتى على سخنان اشعث را شنيد ، در مقابل درخواست صلح ، تسليم شد . عدهاى از مردم كه ميان آنان عدهاى از قاريان قرآن نيز وجود داشتند نزد على آمدند ، يكى از آنان عبد الله بن وهب راسبى بود . آنان شمشيرهاى خود را تيز كرده و بر روى شانههاى خود نهاده بودند ، به على چنين گفتند : تقواى الهى را مراعات كن . تو عهد و پيمان گرفتهاى كه يا ما و يا دشمنان ما را نابود كنى . تو را از آنانى مىبينيم كه به سوى معصيت خداوند پيش مىروند . ما را در دنيا خوار كردى . با ما به سوى دشمنان ما بيا تا خداوند ميان ما و آنان حاكم گردد كه او بهترين حاكمان است . مردم داراى حكم و فرمانى نيستند . سخنان عثمان بن حنيف سپس عثمان برخاست و گفت : اى مردم ، به رأى و نظر خود بدبين باشيد . به خدا سوگند ما در روز حديبيه همراه رسول خدا ( ص ) بوديم اگر وى دستور مىداد با دشمنان او مىجنگيديم . در صورتى كه ميان ما و دشمنان رسول خدا ( ص ) صلح برقرار شده بود . به كار خودتان برگرديد و موضوع صلح را جدى بگيريد . سخنان اشتر و قيس بن سعد اشتر و قيس بن سعد موضوع صلح را به طور جدى مورد انتقاد قرار دادند . آن دو بيش از ديگران به على به جهت پذيرش صلح ، سخت مىگرفتند . از كسانى كه موضوع صلح را جدى پيگيرى مىكرد ، اشعث بن قيس ، عدى بن حاتم ، شريح بن هانى و عمرو بن حمق و زحر بن قيس بودند . از مردم شام نيز زيد بن اسد ، مخارق بن حارث و حمزه بن مالك موضوع صلح را به طور جدى پيگيرى مىكردند . ابو الاعور وقتى كه كار را چنين ديد به معاويه گفت : امير المؤمنين ، اين مردم كارى را كه از آنان خواستهايم نمىپذيرند مگر اين كه مجبور باشند . اينان اگر امسال از جنگ دست بردارند و به خانههاى خود باز گردند سال ديگر وقتى كه زخميان و كشتگان را فراموش كنند بر مىگردند ، مگر اين كه اختلاف آنان با على را دامن زنيم .