ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

159

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

بسر بن ارطاة نيز به معاويه گفت : به خدا سوگند ، شام براى على بهتر از مردم عراق است . آنچه در دست توست از آن توست ولى آنچه در دست على است از آن او نيست . اگر توانستى مدتى را از آنان بگيرى تا هم از نظر تعداد و هم از نظر وسايل جنگ خود را آماده كنيم قبول كن ، ولى اگر مىخواهى جنگ را كنار بزنى و همچنان بر مردم شام حكومت كنى در اين صورت صلح را قبول نكن . پذيرش صلح و فرستادن حكمين زمانى كه ميان صلح تا فرستادن حكمين فرصتى به دست آمد ، معاويه به ياران خود چنين گفت : به نظر شما على چه كسى را به عنوان حكم برمىگزيند ؟ ما عمرو بن عاص را برمىگزينيم . عتبة بن ابو سفيان گفت : تو على را بهتر از ما مىشناسى . معاويه گفت : على پنج مرد مورد اعتماد دارد ، عدى بن حاتم ، عبد الله بن عباس ، سعد بن قيس ، شريح بن هانى و احنف بن قيس ، من آنان را براى شما توصيف مىكنم . عمرو نمىتواند بر ابن عباس پيروز شود . عدى بن حاتم در حالى كه از عمرو سؤال مىكند او را انكار مىكند . شريح بن هانى ، عمرو را به جايى كه سر سبز و خرم باشد نمىخواند . احنف بن قيس ، حقيقت او همان ديدن اوست . سعد بن قيس ، اگر از قريش بود عرب با او بيعت مىكرد . ولى با اين وجود مردم از اين جنگ ملول شده‌اند و به مردى كه فقط داراى تقوا باشد رضايت مىدهند ، هيچ كدام از آنان داراى تقوا نيستند . شما نگاه كنيد ، كدام يك از اصحاب رسول خدا ( ص ) را مردم شام امين مىدانند و اهل عراق نيز او را قبول دارند ؟ عتبه گفت : آن مرد فقط ابو موسى اشعرى است . اختلاف مردم عراق در مورد حكمين على بر اين نظر استوار بود كه عبد الله بن عباس را به عنوان حكم از طرف خود برگزيند . اشعث بن قيس ، شريح بن هانى ، عدى بن حاتم و سعد بن قيس در حالى كه ابو موسى اشعرى را به همراه خود آورده بودند نزد على آمدند و گفتند : يا امير المؤمنين ، اين ابو موسى اشعرى است ، نمايندهء مردم يمن به سوى رسول خدا ( ص ) ، و مورد اعتماد ابو بكر و عمر بن خطاب . ما عبد الله بن عباس را به مردم پيشنهاد كرديم ولى مردم گمان كردند چون ابن عباس از نزديكان توست از اين روى در كار تو تنگ نظر است و اگر عمرو را ديدار كند ، عمرو ديدهء او