ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

156

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

كشته شدن عمار ياسر وقتى كه على به اطلاع عمار رساند كه وى در اين كار مجبور است و اين كار برخاسته از رأى و نظر وى نيست ، عمار با صداى بلند چنين گفت : مردم ، آيا كسى هست كه خواهان بهشت باشد ؟ با گفتن اين سخن پانصد مرد همراه عمار بيرون آمدند كه ابو الهيثم و خزيمة بن ثابت از آن عده بودند . عمار درخواست آب كرد . پسر جوانى ، ظرف شير براى او آورد ، وقتى كه عمار شير را ديد خدا را به بزرگى ياد كرد و گفت : از رسول خدا ( ص ) شنيدم كه مىگفت : آخرين بهرهء تو از دنيا شير است . عمار در ادامهء سخنان خود گفت : امروز دوستان محمد ( ص ) و ياران او را خواهم ديد . پس از آن عمار با ياران خود به سوى دشمن حركت و شروع به جنگ كردند ، تا اين كه عمار كشته شد . سر عمار را نزد معاويه آوردند و هر يك مىگفت من بودم كه عمار را كشتم . عمرو بن عاص به آنان گفت : به خدا سوگند شما در افتادن به آتش با همديگر ستيز مىكنيد . از رسول خدا ( ص ) شنيدم كه مىگفت : گروه ستمكار عمار را مىكشند . معاويه گفت : خدا تو را زشت بدارد ، آيا دست از سخنان لغزش دار بر نمىدارى ؟ آيا ما او را كشتيم ؟ آن كس كه عمار را به ميدان جنگ آورده است ، او را كشته است . آن گاه به مردم شام گفت : آيا ما گروه ستمكار هستيم ؟ ما خواهان خون عثمان هستيم . وقتى كه عمار كشته شد ، مردم در همديگر آويختند ، و كسانى كه پرچم‌ها را در دست داشتند محل خود را رها كردند . مردم عراق نيز اطراف على را رها كرده بودند . عدى بن حاتم گفت : يا امير المؤمنين ، به خدا سوگند واقعه كشته شدن عثمان ، ستونى را براى ما و براى آنان باقى نگذاشته است ، پس بجنگ تا خدا پيروزى را براى تو پيش آورد . على گفت : عدى ، عمار كشته شد ؟ عدى پاسخ داد : آرى ، عمار كشته شد . على گريه كرد و گفت : خدا رحمت كند عمار را ، به زندگى ارزشمندى رسيد ، چند نفر همچون عمار زندگى مىكنند ، او بيش از نود سال زندگى كرد . شكست مردم شام اشتر در حالى كه زخمى شده بود برگشت و به على گفت : يا امير المؤمنين ، اسب ، همچون اسب است و مردان همچون مردان . در اين زمان ما برتر هستيم ، به جايى كه بودى برگرد مردم تو را مىجويند . على استر رسول خدا ( ص ) را كه به رنگ سفيد و خاكسترى بود سوار شد ، و عمامهء رسول خدا ( ص ) را كه به رنگ سياه بود بر سر خود بست . و فرياد كشيد : هر كس امروز