ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )
149
الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )
زمانى كه معاويه نامه را آورد و بر عمرو خواند ، عمرو به واسطهء آن نامه ، معاويه را سرزنش كرد . گويند ، هيچ كس همچون عمرو پس از مبارزهاش با على از وى به نيكى ياد نمىكرد و او را بزرگ نمىداشت . معاويه به عمرو گفت : گمان مىكنم بزرگداشت تو نسبت به على بدين جهت است كه تو را خوار و كوچك كرد . عمرو گفت : هيچ كس كوچك و خوار نمىشود وقتى كه با على مبارزه كند . كسى خوار مىشود كه على او را به مبارزه بخواند ولى او نپذيرد . اختلاف مردم عراق در مورد ترك جنگ وقتى كه جنگ فروكش كرد مردى از بزرگان عراق گفت : اين جنگ ما را تباه كرده و مردان را از بين برده است . مردم بر اين هستند كه جنگ را رها كنند . عدهاى ديگر مىگفتند : هرگز جنگ را رها نمىكنيم ، بر آنچه ديروز با آنان جنگيديم امروز نيز بر همان پايه مىجنگيم . على برخاست و مردم را چنين مخاطب قرار داد : مردم ، من همواره شما را از جنگ دور كردهام و دوست نمىداشتم شما وارد جنگ شويد . تا ديروز امير شما بودم امروز همچون يكى از شما شدهام ، ديروز نهى مىكردم و امروز نهى مىشوم . بر عهده من نيست كه شما را به سوى كارى ببرم كه از آن ناخشنودى . پاسخ كردوس بن هانى به على كردوس بن هانى برخاست و گفت : به خدا سوگند ، ما از وقتى كه از معاويه بريدهايم به او نپيوستهايم و از وقتى كه به على پيوستهايم از او نبريدهايم . كشتهء ما شهيد است و هم اكنون رستگار . على بر اساس دليل روشنى از سوى پروردگارش در حركت است . هر كس كه خود را در اختيار على گذاشت نجات يافت و آن كس كه با او مخالفت كرد ، نابود شد . سخنان سفيان بن ثور سفيان بن ثور چنين گفت : مردم ، ما مردم شام را به كتاب خدا فرا خوانديم ولى آنان نپذيرفتند ، ما نيز با آنان جنگ كرديم . اكنون آنان ما را به كتاب فرا مىخوانند ، اگر دعوت آنان را اجابت نكنيم آنچه بر آنان حلال بوده است بر ما نيز حلال خواهد بود . على از راه خود