الشيخ محمد تقي فلسفي

19

الحديت ( روايات تربيتى از مكتب اهل بيت ع )

افراد وزين و محترم بميان گذاردند ، از آن جمله حضرت محمّد ( ص ) بود و در نتيجه پيمان حلف الفضول بسته شد ، سپس سر وقت عاص بن وائل رفتند ، متاع مرد زبيدى را پس گرفتند و تسليم صاحبش كردند . « 1 » دوّم - مردى از خثعم براى عبادت بمكّه آمد ، دخترى زيبا داشت كه او را نيز با خود به سفر حجّ آورده بود . روزى نبيه بن حجّاج دختر را ديد و شيفتهء جمالش شد ، او را به زور از پدرش جدا كرد و بخانهء خود برد ، مرد غريب از اين پيش آمد ناگوار سخت ناراحت شد كسانى كه از گرفتار شدن دخترش آگاه شده بودند بوى فهماندند كه تنها راه نجات فرزندت اينست كه از حلف الفضول يارى بخواهى . فوقف عند الكعبة و نادى يا لحلف الفضول . مرد خثعمى كنار ديوار كعبه ايستاد و بصداى بلند حلف الفضول را به يارى خود طلبيد . جمعى از افراد قبائل كه اعضاء حلف الفضول بودند از اطراف مسجد الحرام بسويش شتافتند و گردش جمع شدند ، شمشيرهاى خود را از غلاف بيرون آوردند و روى دست گرفتند و گفتند يارانت حاضرند حاجت خود را بگو . او قصّهء دخترش را كه نبيه بن حجّاج ربوده بود براى آنان شرح داد . جمعيّت با شمشيرهاى عريان بدر خانهء او رفتند ، نبيه از منزل بيرون آمد ، بوى گفتند فورا دختر را رها كن ، تو ميدانى ما كيستيم و چه پيمانى براى اقامهء عدل و انصاف بسته‌ايم ، نبيه گفت اطاعت ميكنم ولى به من اجازه دهيد امشب دختر را نگاهدارم و صبح رهايش كنم ، گفتند به قدر يك لحظه مهلت ندارى و بايد الحال او را از منزل خارج كنى ، نبيه ناچار اطاعت كرد و دختر را بپدرش تسليم نمود . « 2 »

--> ( 1 ) سيرهء حلبى 1 ، صفحهء 156 ( 2 ) سيرهء حلبى 1 ، صفحهء 157