الشيخ محمد تقي فلسفي

18

الحديت ( روايات تربيتى از مكتب اهل بيت ع )

ميفرمود من با عموهايم در منزل عبد اللَّه بن جذعان موقع حلف الفضول حضور داشتم ، باندازه‌اى امضاء آن پيمان براى من ارزنده و مسرّت‌بخش بود كه راضى نميشدم شادى و مسرّتم را با مهمترين ثروت عرب كه شتران سرخ مو است مبادله نمايم . گرچه اكنون حكومت نيرومند اسلام ، خود مجرى عدل و داد است ، ولى اگر كسى امروز هم مرا بر اساس پيمان حلف الفضول به يارى خود بخواند و تقاضاى رفع ستم نمايد اجابتش ميكنم و بكمك وى ميشتابم . اقامه عدل و داد اوّلين ستمى كه حلف الفضول برفع آن نائل شد و اساسا همان ستم ، باعث پيدايش حلف الفضول گرديد اين بود كه مردى از زبيد وارد مكّه شد و متاعى با خود براى فروش آورده بود . عاص بن وائل كه از شخصيّت‌هاى وزين مكّه بود آن متاع را خريدارى كرد ولى از پرداخت قيمتش خوددارى نمود ، زبيدى براى احقاق حقّ خود بهر وسيله‌اى متوسّل شد نتيجه نگرفت و از هر كس استمداد نمود ياريش نكرد . ناچار روزى اوّل صبح موقعى كه رجال قريش در مراكز خود در اطراف كعبه جمع بودند ، بالاى كوه أبو قبيس رفت و با صداى بلند در ضمن سه بيت شعر ، فرياد مظلوميّت خود را به گوش همهء آنها رسانيد و در بيت آخرش گفت ، احترام براى قومى است كه داراى مكارم اخلاق باشند نه آنكه جامهء مكر و فريب بپوشند و حقوق مردم را ضايع كنند . سخنان مرد زبيدى ، عبد اللَّه بن جذعان و زبير بن عبد المطّلب را سخت متأثر كرد ، تصميم گرفتند او را يارى نمايند و براى آنكه قطعا به منظور خود نائل شوند و احقاق حق كنند هدف خود را با چند نفر از