ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
2144
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
سنه 1240 شمسى پنجشنبه نهم ماه رمضان المبارك اول حملماه برجى * ( 1348 - وفات مرحوم شيخ عبد الرحيم بروجردى ، ره ) * در « المآثر : 159 » فرمايد : از اجلهء مجتهدين دار الخلافه طهران بوده ، و ميرزا تقى خان امير نظام اتابيك اعظم در اوائل امر صدارتش نسبت بوى اظهار عقيدت مىكرده است ، آنگاه گويند بموجبى از وى سخت برميد و اعتقادش منفسخ گرديد ، رحلت اين عالم جليل عصر روز پنجشنبه شانزدهم شهر رمضان المبارك سنه 1277 يكهزار و دويست و هفتاد و هفت واقع شد . انتهى ، و آن مطابق 8 حملماه برجى بوده . و در كتاب « امير كبير . چاپ 2 ص 159 » در وجه اين فسخ عقيدت گويد كه : شخصى در خصوص ملكى ادعائى بر امير داشت ، امير مدعى را با مأمورى از طرف خود بمحضر شيخ عبد الرحيم روانه ساخت و بشيخ پيغام داد كه مطابق قوانين و موازين شرعى بدين ادعا رسيدگى كرده از روى حق و عدالت حكم صادر كند . شيخ جواب فرستاده بود : . . . « 1 » .
--> ( 1 ) جواب شيخ را كه مؤلف در نسخه اصل ، از كتاب « امير كبير و ايران : پاورقى ص 132 ( نه 159 ) تأليف دكتر فريدون آدميت . ط 2 تهران 1334 ش » نقل كرده و مشتمل بر هتك احترام و قدح شيخ است مأخذ آن را نويسنده « كنفرانس دولتآبادى در پاريس بسال 1930 م » ذكر نموده ، لكن خود ايشان بعدا متوجه غرضرانى و عناد اين شخص شده و لذا در ( چاپ 4 پاورقى ص 308 ، تهران 1354 ) مطلب را كوتاهتر و بدون قدح و ذم آورده و چنين اظهارنظر نموده كه : « اين داستان را دولتآبادى در كنفرانس خود راجع بميرزا تقى خان گفت و شيخ المشايخ معزى هم در « نوادر الامير » با شاخ و برگ فراوان نوشته است ، شايد مبناى تاريخى داشته داشته باشد ، ما سند معتبرى نداريم » ، انتهى . و بنا بر آنچه گذشت چون آقاى آدميت خود شخصا داستان مغرضانه آن شخص را در چاپهاى اخير حذف كردهاند لذا از نقل آن در اينجا صرفنظر شد . و آقاى سيد حسين -