ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
2102
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
دو جلد كه بسيارى از مطالب آنكه همه را بعبارت « گويند » آورده مورد ترديد است ! و او در اواخر عمر خود براى معالجه باصفهان آمد و در مراجعت در كوهپايه - چنان كه آقاى امامى شفاها ذكر نمود - در اوائل دههء آخر ماه ربيع المولود سنه 1354 هزار و سيصد و پنجاه و چهار - مطابق تيرماه باستانى - وفات كرد و در اطاق كفشكن امامزاده سلطان سيد على مذكور ، كه در وقت ورود بحرم در طرف چپ وارد مىافتد دفن شد . و تنها دو نفر دختر از وى بازماند . و تاريخ قمرى وفات او بطور مسطور نص « الذريعة 3 : ش 770 » و شمسى آن نيز نص « تاريخ امامى ص 76 » و « تاريخ نائين 4 : 126 » است ، و آنها طبق تقويم آن سال مطابق يكديگر خواهد شد ، لكن در « تاريخ نائين 1 : 186 » در اوائل ( ج 1 ) اين سال نوشته و آن مطابق تيرماه نخواهد شد بلكه مطابق مرداد مىباشد . * ( 1320 - وفات آقا محمد على ، مذهب اصفهانى ) * وى فرزند آقا ابو طالب و مردى شاعر و مذهب بوده و در غزلسرائى و صنعت تذهيب مقام استادى داشته و در اشعار نخست تخلص بهار و پس از آن فرهنگ مىفرموده و در ابتكار مضامين عاليه قدرتى غريب اظهار مىنموده و شاهد بر آن تأليف كتاب « يخچاليه » است كه آن را در برابر « آتشكده » آذر بطور هزل در دو جلد در احوال چند نفر از شعراى موهوم تأليف كرده . در « الذريعة 9 : ش 906 » فرمايد كه وى « ديوانى در اشعار » دارد ، و همانا در سنه 1259 كتابى بنام « مدايح معتمديه » در احوال شعرائى كه منوچهر خان معتمد الدولهء گرجى را مدح كرده بودند تأليف كرد ، پس يكى از معاصرين او تذكرهاى مانند آن تأليف كرد و نسبت سرقت اشعار بوى داد . پس او غضب نموده و « يخچاليه » را در هجو چندين نفر از شعراء زمان خود تأليف كرد ، انتهى . و شايد اين كتاب همان باشد كه در « مجمع الفصحا 2 : 398 » كه