ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

مقدمه 73

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

از آن را يادآور شديم قابل انكار نيست اما تنها بسنده كردن به آن و باليدن به افتخارات كهن هم كار پسنديده‌يى نيست ؛ بسيارند كسانى كه فضائل بزرگان را ورد زبان ساخته به رخ ديگران مىكشند ، كه گوئى از شخصيت خود حكايت مىكنند ، اما در اخلاق و رفتار درست مسير مخالف آن را مىپيمايند ؛ گفتار ديوژن فيلسوف يونانى مناسب حال آنهاست كه وى در پاسخ شخصى كه از فضيلت عارى بود و به افتخارات كهن مىباليد و ديوژن را از آن افتخارات بىبهره مىدانست گفت : اگر چنين است كه مىگوئى فضيلت و افتخار ، به آنها كه بديشان مىبالى ختم شده و ترا از آن نصيبى نيست اما افتخار من از خودم شروع مىشود . ناگفته نگذاريم كه مرحوم حبيب‌آبادى از مناقب و فضائل آنچه داشت از خود داشت و افتخار از آن او بود ؛ البتّه در اين‌گونه موارد زمينه هم بايد فراهم باشد ، يعنى اصالت گوهر و استعداد و محيط تربيتى و ادراكى و هزاران عامل و محرك ديگر لازم است تا فوائد مكتسب بدست آيد : خار خار و حيها و وسوسه * از هزاران كس بودنى يك كسه سخن خود را در اينجا پايان مىدهيم و درود به روان پاك و جان تابناك مرحوم ميرزا محمد على معلم حبيب‌آبادى مىفرستيم كه « خوشبخت زندگى كرد و خشوقت بدرود حيات گفت » رحمة اللّه عليه و على معشر الماضين . خداوند لباس آمرزش و رحمتش را به او در پوشد و خاك را بر وى خوش گرداند . فضل اللّه ضياء نور 24 مردادماه سى و پنج