ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

مقدمه 74

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

بقلم دانشمند ارجمند آقاى حاج سيد مصلح الدّين مهدوى خاطراتى از مرحوم معلم حبيب‌آبادى تابستان يك‌هزار و سيصد و سيزده و يا چهارده اولين روزهاى آشنائى من با مرحوم آقاى معلم بود . در آن تاريخ آن‌چنان‌كه بايد و شايد نمىتوانستم وى را بشناسم و بمقام احاطه و تتبع وى آگاه گردم ، اما همين‌قدر بود كه وى را فردى برتر از ديگران مىديدم . در آن‌وقت مرحوم معلم هنوز در حبيب‌آباد ساكن بود و مرجع شرعيات آن حدود بشمار مىرفت ، گاهى كه به شهر مىآمد به منزل ما نيز آمده از محضرش بهره‌مند مىشديم . در سال يك‌هزار و سيصد و هيجده خورشيدى ( 1358 ق ) به حكم اجبار به شهر منتقل و براهنمائى مرحوم محمد على مكرم هم‌ولايتى خود در كتابخانه و قرائتخانه شهردارى اصفهان به كار كتابدارى مشغول گرديد و در مدرسه كاسه‌گران واقع در بازار ريسمان حجره‌اى گرفت و از اين تاريخ ببعد تقريبا مدت شش سال ، كمتر هفته‌اى بود كه يكى دوسه مرتبه در قرائتخانه شهردارى و يا در حجره مدرسه كاسه‌گران خدمتش نرسم و از فضائل او بهره‌مند نشوم . الحق دريائى بود بيكران و آنچه از ادبيات و تاريخ و رجال مىدانست بىمضايقه در اختيار همه قرار مىداد . در سال يك‌هزار و سيصد و بيست و پنج بطهران مسافرت كردم و تا سال سى و دو در آن شهر بودم ، ارتباط من و ايشان در اين مدت بوسيله نامه بود . هر سؤالى از وى مىشد بطور مستوفى جواب مىنوشت به‌طورىكه از مراجعه بمدارك بىنياز مىشدم . هرگاه باصفهان مىآمدم بخدمتش رسيده و به قدر قابليت و استعداد خود درك بفيض مىنمودم . در اين زمانها چه بسيار مطالب علمى و رجالى كه از او فراگرفتم و چه نكته‌هاى اخلاقى و دينى كه عملا به من آموخت .