ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

مقدمه 72

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

مىخواست رسيد ، بلكه بيشتر ازاين‌جهت بايد متأثر بود كه در بازار كنونى دنيا چنين گوهران تابناكى به بشريت عرضه نمىشوند و آيندگان حكايت آنها را افسانه مىپندارند . يادآور مىشويم كه : يادنامهء اين قبيل مردان از چند جهت حائز اهميت است : نخست آنكه ياد آنها تحليهء زبان و آرايش جان است ، و همان‌طور كه وجود خارجى مردان بزرگ آرامبخش و جان‌افزاست وجود تصورى آنها نيز مانند تصور ديگر خوبيها و زيبائيها - نشاطانگيز و جان‌بخش است و فروغ معرفت و فضيلت آنهاست كه بر دلها سايه افكنده است . سرور مردان على ( عليه السلام ) راجع به چنين مردمى فرموده است : « اعيانهم مفقودة و آثارهم فى القلوب موجودة » از ديده‌ها محو و ناپديد گشته اما نقش ايشان بر كارگاه دلها بجاى مانده است . صفحات تاريخ هم باشعار آيه شريفه « وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ » آثار اين مردان بزرگ را برحسب حال و طبق درجاتشان طى اعصار و قرون در حافظهء خود نگهدارى مىكند و بديها را نيز بموازات نيكيها ضبط مىنمايند ، رگ‌رگ است اين آب شيرين و آب شور * در خلايق مىرود تا نفخ صور اين قسمت از تذكر و بقاى خاطرهء گذشتگان نتيجه و اثر طبيعى كار آنهاست . دوم از نتايج يادنامهء بزرگان آنكه مردان بزرگ به همان اندازه كه به بشريت خدمت كرده‌اند و در بالا بردن اخلاق و فرهنگ و معنويات مردم كوشيده‌اند افراد بشر هم به همان نسبت رهين منت آنهايند و بعهدهء ايشان است كه از زحماتشان قدردانى كنند كه « من لم يشكر المخلوق لم يشكر الخالق » ، و اين پاسدارى ، وظيفهء اخلاقى و انسانى بازماندگان است اگرچه بسود گذشتگان تمام نشود . سديگر آنكه تذكر سيرت گذشتگان و كارنامه آنان بمنزلهء اسناد و مدارك براى بازماندگان و آيندگان است كه مردم بدانند واقعيتى هم در كار است و چنين قوم و مردمى هم بوده‌اند كه در طلب حقيقت با جان كوشيده‌اند و بتقليد كوركورانه عمر بر سر پول‌پرستى و زخارف دنياوى نكرده‌اند و در سراچهء بازى دنيا كودكانه بجنگ برنخاسته‌اند . نكتهء قابل ذكر آنكه فوائد يادآورى از گذشتگان و ذكر محاسن ايشان چنان كه شمه‌يى