ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
مقدمه 70
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
بقلم فاضل گرامى آقاى فضل اللّه ضيا نور به ياد آنكه خاطرهاش از دلها محو نشود قرنها بايد كه تا از پشت آدم نطفهيى * بو الوفاى كرد گردد يا شود ويس قرن سى و اند سال قبل كه در خدمت مرحوم آية اللّه آقاى حاجى ميرزا محمد رضاى كلباسى منطق و كلام مىخواندم در مجلس ايشان خارج از درس أحيانا به مردى برخورد مىكردم كه قيافهء روشن و چهرهء روحانى داشت و سيماى باز و لحن گفتارش روشنگر صفاى باطنى وى بودند ، مرحوم كلباسى را با او عنايتى بود و با آن جامعيتى كه در معارف اسلامى از فقه و اصول و حديث و فلسفه داشت و از عرفان هم به آن چاشنى زده بود مع الوصف گاه با آن مرد از در مذاكره و گفتگو وارد مىشد و سخن از تحقيقات رجالى و عرفانى بميان مىآمد . بنده از آنجا با شخص مزبور يعنى مرحوم ميرزا محمد على معلم حبيبآبادى ( ره ) آشنا شدم و اجمالا فهميدم كه وى مردى محقق و دانشمند است . پس از آن چون بمشكلى از مطالب رجالى و ادبى و آيات قرآنى و امثال آن برخورد مىكردم و بهنگام ملاقات از ايشان مىپرسيدم ، با دقت هرچه تمامتر سؤالم را پاسخ مىداد و چنان مستحضر بود كه گوئى اكنون آن را ديده و مطالعه كرده است ، و تا دوران اخير كه دورهء انحطاط و ضعف قواى جسمى و دماغى او بود تقريبا امر به همان منوال بود ، و نبود مگر آنكه هم او نسبت به معارف و معنويات هم واحد بود كه گوئى علم و فضيلت زندگيش را دربسته به خدمت گرفته بودند . مرحوم حبيبآبادى بىشك يكى از چهرههاى درخشان علم و ادب و محقق در تاريخ و تراجم رجال حديث و فقه و سياست بشمار است . تأليفات آن مرحوم بويژه كتاب