ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
مقدمه 60
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
نوشته : سيد العلماء الاعلام جناب آقاى حاج سيد حسن فقيه امامى بسم اللّه الرحمن الرحيم و به نستعين بعد الحمد و الصلاة : قال اللّه تعالى : أَ فَلا يَرَوْنَ أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها أَ فَهُمُ الْغالِبُونَ « سورة الانبياء : 46 » مرگ شخصيتهاى دين فاجعهايست بس عظيم كه بركات زمين را تهديد مىكند و موجوديت اجتماعات سالم و ارزنده را بمخاطره مىاندازد ، ولى درعينحال مرگ سنتى است اجتنابناپذير كه كوچكترين اثر وضعيش تأثر و تألم روحى جانكاهى است كه پيوسته بازماندگان را رنج مىدهد . همچنانكه خبر فوت اديب اريب محقق لبيب مورخ شهير استاد بىنظير مرحوم شيخ محمد على معلم حبيبآبادى « طاب ثراه » حوزه علميهء اصفهان را داغدار كرد . به خوبى بخاطر دارم كه سال 1372 هجرى قمرى پس از پايان يافتن مقدمات براى خواندن ديگر ادبيات عرب بدنبال استادى جامع و مدرسى شايسته بودم ، مرا بمدرسه كاسهگران راهنمائى كردند ، درست سه بعد از ظهر بود كه وارد آن مدرسه شدم پيرمرد موقرى را ديدم كه از حجره محقرى خارج گرديد ، فرش كوچك مخصوصى بدست داشت و روانه مدرس بزرگ مدرسه شد ، نخست قبل از هر چيز سيماى جذاب و جبين نورانى وى توجه مرا جلب نمود سپس همچون ساير شاگردان بمدرس رفتم و آن هنگام ايشان سيوطى و شرح نظام را تدريس مىكردند ، وقتى استاد شروع بدرس كرد احساس كردم كه گمشده خود را پيدا كردهام و به حمد اللّه توفيق دست داد و « سيوطى » و « مغنى » و قسمتى از « شرح نظام » را از حضور استاد استفاده كردم .