ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
مقدمه 39
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
حال باصل مطلب پرداخته و عرايض خود را به دو قسمت تقسيم ، و در پايان هدف را استنتاج مىنمايم : 1 - فرمان و امر اسلام به تعليم و تعلم . 2 - رفتار معلم و متعلم به شيوه اسلام . 3 - نتيجه . 1 - فرمان اسلام به تعليم و تعلم . محققا كسى نيست نداند كه اسلام چقدر و چگونه به علم اهميت و به كسب آن فرمان داده است تا جايى كه احتمال وجوب آن مىرود ، هرچند علم به بعضى موضوعات بر هر مسلمان واجب است . در قرآن مجيد دستورهاى مؤكدى با بيانهاى مختلف براى يادگيرى داده شده است و امر به تعلم و تفكر و تدبر و تذكر بكرات رفته است و حد و اختصاصى نيز ندارد . خداوند به قلم و نوشتن سوگند خورده است ، سخنان پيامبر راستين نيز امر بعلم و نهى از جهل است و اين فرمان به زمان و مكان بستگى ندارد ( از گهواره تا گور ، و حتى چين كه آن زمان دورترين نقطه بعربستان بوده ) . كلمات درربار پيامبر راستين مالامال از امر به تعليم و تعلم و نهى از جهل است ، علماء امت خود را چنان ستوده است كه آنان را از پيامبران بنى اسرائيل والاتر و فاضلتر مىداند . ديگر بزرگان اسلام نيز اينچنين امر فرمودهاند . اساسا اسلام بر بنياد دانش استوار است . 2 - رفتار معلم و متعلم به شيوه اسلام . اسلام و مكتبش فقط به علم محض توجه ندارد ، بلكه تأكيد بر تعليم و تعلمى مىكند كه فارغ از مالاندوزى و جاهطلبى باشد و در راه حق و اشاعه تقوى و پرهيز به كار رود . عالم بايد جامع صفات نيك و همچون چراغى روشن فرا راه بندگان خداى تعالى باشد . مسلما در هيچ دين و مكتب فلسفى و ادبى به اندازه اسلام چنين توجهى مبذول نگشته است ، لذا اين انديشه كه براستى يكى از اركان و مبانى اسلام است در پيروان دين حنيف و ادبيات مسلمانان ( هر فرقه و متكلم بهر زبان بويژه عربى و فارسى ) جايى بزرگ و ممتاز بدست آورده است ، نظر اسلام در دانشاندوزى يافتن راه و رسم خدائى و انسانى آنست و هدف تعليم و تعلم تزكيه نفس و صفاى باطن شخص عالم ، سپس تعليم ديگران و رهبرى آنان به صراط مستقيم ؛ علمآموز و علماندوز مسلمان بايد پاكدل و پاكديده و پاكفكرت و پاكيزه سيرت باشد . مولاى متقيان در « نهج البلاغة » صفت علما را برمىشمارد :