ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
658
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
را هريك را تاريخى قرار داده ، و مصراع آخر از بيت ما قبل آخر را نيز چنين سروده : اين دو مصرع را كه هريك هست تاريخى مبين و بعد از آن لفظ ( دو مصرع ) به ( مصارع ) تبديل شده و آن به نظر آقاى دوانى مؤلف كتاب وحيد بهبهانى رسيده كه او هم نوشته از آقاى محمد حسين جليلى نواده حاج ملا عبد الجليل نقل كردهام ، و چون مرحوم ناطق در سرودن اشعارى كه هر مصراع آن تاريخى براى واقعهئى معين باشد سابقه و شهرتى داشته و قصيدهء بناء صحن قم مزيد بر آن شده ؛ اين دو نفر ( جليلى و دوانى مؤلف كتاب وحيد ) يا يك نفر از آنها بدون حساب كردن مصارع اين مرثيه نوشتهاند كه هر مصراعى ماده تاريخ است . و بههرحال ، در كتاب « وحيد بهبهانى : 329 و 331 » چنين نوشته كه چندين نفر فرزند و نواده بنام ملا عبد اللّه و ملا عبد الصمد و شيخ عبد الاحد و شيخ عبد الرحمن و شيخ عبد الرحيم ( كه فقيهى بزرگ و عالمى معتبر بوده ) از حاج ملا عبد الجليل بازمانده ، و بطور كلى از زمانى كه كرمانشاه جايى در تاريخ براى خود باز كرده و در شمار شهرهاى بزرگ ايران برآمده ، يعنى از زمان ورود آقا محمد على بهبهانى به آن شهر تا كنون همواره رياست علمى و دينى آن شهرستان بموازات هم در خاندان آقا محمد على ( آل آقا ) و خاندان ملا عبد الجليل ( جليلى ) بوده است ، و همانا عالم معروف اين خاندان در اين اواخر مرحوم آقا شيخ هادى كرمانشاهى بوده ، انتهى ، و ما شرح احوال اين شيخ هادى را در ( 1288 ) خواهيم نوشت ، انشاءالله . * ( 264 - وفات ميرزا عبد المنان ابو جعفرى طوسى ) * در ملحقات « تذكرة القبور : 220 » شرحى نوشته بخلاصهء اينكه وى از علما و زهاد بوده ، « و تعليقهء نفيسهاى بر تهذيب » جد بزرگوارش شيخ الطائفه نوشته ، و در اين سال وفات كرده . و قبرش در كنار جاده واقع در وسط تخت فولاد مىباشد ، انتهى . مؤلف گويد : شيخ أجل بزرگوار مرحوم شيخ الطايفه ابو جعفر محمد بن حسن بن على طوسى