ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

915

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

يازدهم « رساله در من أجج نارا فى ملكه » . دوازدهم « رساله در وقف » ، و بعضى از اين رسائل جزو « أجوبة المسائل » او مىباشد ، و شايد شرحى كه در « قصص » در ترجمه خودش ( ص 68 ) ذكر كرده كه وى بر حديث « سئل عليه السلام : هل رأيت رجلا ؟ قال نعم والى الآن أسأل عنه ، فقلت من انت » الخ ، نوشته ( و آخوند ملا على نورى بر آن حواشى نوشته و ايراداتى در آن بر ميرزا فرموده ، و صاحب « قصص » در شرح خودش بر شرح ميرزا آن ايرادات را رد نموده ) نيز جزو « اجوبة المسائل » باشد . سيزدهم « شرح كتاب تهذيب الوصول » بسوى علم اصول تأليف علامه كه آن را « تهذيب الاصول » يا تهذيب الوصول هم مىگويند ، و در « قصص » نوشته من آن را نديده‌ام ليكن شنيده‌ام كه بهتر از « قوانين » است ، انتهى . چهاردهم كتاب « غنايم الايام » كه كتاب استدلالى بزرگى است در ابواب عبادات با ذكر جميع اقوال و تحقيق حق و فروع ، و هرچند خود مؤلف تا ابواب عبادات بيشتر ننوشته ليكن با ضميمه كردن رسائل فقهى ديگر وى به آن گويا كتابى است جامع تمام ابواب فقه ، چنان كه در « الذريعة 16 : 63 ش 17 » فرموده . پانزدهم كتاب « القوانين المحكمه » در اصول فقه كه بغايت مشهور و در زمان خود او تا كنون مورد تدريس و تدرس علماء صدور و بزرگان دهور قرار گرفته ، انجام تأليف آن سلخ ( ع 2 ) سنه 1205 . در « كشف الظنون 2 : 1311 در پاورقى » فرمايد : قوانين در هر علمى گفتارهاى جامعى است منحصر در الفاظ كم و علوم بسيار ، انتهى . و در « روضات : 516 » فرموده : اين كتاب جميع كتب اصول را نسخ كرده بلكه ابواب و فصول پيشينيان ماهر را در مراتب معقول از بين برده . و همانا آن را در موقعى كه طلاب كتاب « اصول معالم » را در نزد او مىخواندند نوشته ، و سپس حواشى بسيارى از خود بتدريج بر آن اضافه نموده به اندازه خمس اصل كتاب ، و آنچه بر آن رد نوشتند شهرت و اعتبارش برافزون شد ؛ چنان كه مكرر بچاپ رسيده و همى طالبين آن زيادتر گرديده ، و اين‌ها نمىباشد مگر از جانب حضرت ايزد تعالى ( جل‌جلاله ) كه بنيات بندگانش خبير و بر هر كارى قدير است و عزيز مىكند هركه را خواهد ، انتهى . و در « قصص العلماء : 69 » شرحى از خود بر مبحث عدم صحت سلب از آن كتاب ذكر كرده و نوشته كه آن مشتمل بر حل مطالب آن و ايرادات بسيار و معنى دور و أقسام آن است .