ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
916
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
و هم در آن صفحه در ضمن تأليفات خود « تعليقه » ئى بر آن كتاب ذكر كرده و درباره آن نوشته كه مشتمل بر مجلدات متعدده است و در اصل برائت و استصحاب بتفصيل آن مباحث را بيان كردهام و محاكمه كردهام ميان فضلا كه رد بر ميرزا نمودهاند . و در ( ص 144 ) تقريبا مطالب مرقومه را مكرر كرده بدين معنى كه آن كتاب را بعنوان « قوانين الاصول » ذكر كرده و نوشته كه آن در دو مجلد و تقريبا پنج هزار بيت است ، و اصول را پيش از او به آن دقت و متانت ننوشتهاند ، و معروف است كه علما دوازده هزار غلط لفظى بر آن كتاب گرفتهاند ! ليكن آن جناب در حين تأليف آن كتاب در درياى فكر غوطهور بوده و در مقام تقرير و تحبير لفظ نبوده . و از مرحوم حاجى ملا محمد صالح برغانى شنيدم كه مىفرمود : ميرزا در تأليف « قوانين » اين قدر فكر كرده بود كه ثقل سامعه بهم رسانيد ! انتهى . و در « روضات : 519 » نوشته كه چون وى « قوانين » را تأليف كرد نسخهاى از آن را در نجف خدمت سيد بحر العلوم بردند ، آن جناب پيش از آنكه بداند تأليف كيست فرمود : اين كتاب را من ديدم و ندانم از كيست ، الا اينكه صاحبش را آفتى در گوش يا چشم رسيده يا البتّه خواهد رسيد ! پس حاضرين گفتند آن تأليف ميرزا است و پس از فراغت بثقل سامعه مبتلا شده ، انتهى . و در « قصص : 144 » فرموده كه : چون حاجى ملا احمد نراقى نسبت بقوانين ردودى بر ميرزا نوشت ، لهذا ميرزا حواشى « منه » در يك مجلد بر آن نوشت و ردود مذكوره را مندفع ساخت . و علمائى كه بعد از ميرزا آمدهاند ردود بسيار بر « قوانين » نوشتهاند ، مانند : 1 - شيخ محمد تقى در « حاشيه معالم » ، و 2 - برادرش شيخ محمد حسين در « فصول » ، و 3 - حاجى كلباسى در « اشارات » ، و 4 - استاد مؤلف در « ضوابط » ، و 5 - حاجى ملا احمد نراقى در « مناهج » ، و 6 - شيخ مرتضى در « رسائل » خود ؛ لهذا اين فقير مؤلف كتاب « تعليقهئى بر كتاب قوانين » نوشتهام و آن را مسمى نمودم به « محاكمات بين الفضلاء السبعة » در چند مجلد و بسيارى از ايرادات اين فضلا را مرتكب شدهام با تحقيق حق ، انتهى . و مقصود از فضلاء سبعه ، خود ميرزا مؤلف كتاب و اين شش نفر كه ردود بر آن نوشتهاند مىباشد . شانزدهم « كتابت » مفصلهئى از نجف باستادش آقا سيد حسين مذكور . و در « الذريعة