ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
887
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
1300 قمرى نوشته كه چون سامره بسبب مجاورت آن جناب محل سكونت جماعت كثيره و از شهرهاى معظمه گرديده لذا وقت نصف النهار و اذان صبح آن را پس از اين مىنويسيم ، انتهى . و همينطور هم كرده كه تا چند سال قبل از اين آنها را مىنوشتند . در « نقبا : 441 » فرمايد : از اتفاقات غريبه كه تاريخ مانند آن را از در هيچ زمانى حكايت نكرده اينكه در اواخر امر وى كه رؤساى دين و مراجع شيعه در همه شهرها وفات كردند براى مردمان مذهب اماميه سواى او رئيسى نماند ، چنانكه هم در آن فرقه رئيسى چون او در جلالت و نفوذ كلمه و انقياد براى او اتفاق نيفتاده ، انتهى . و ظاهرا مقصود از اواخر امر او دوازده سال اول مائه چهاردهم باشد ، و همانا قضيه تحريم دخانيات كه از او بدين چند كلمه : ( اليوم استعمال دخانيات بأى وجه كان در حكم محاربه با امام زمان است ) صادر شده از غرايب امور تاريخيه است كه علاوه بر اينكه هيچكس آن را در مخفىترين محلى استعمال نكرد چندين بادگير طلا و نقره را صاحبانش شكستند ، چنان كه ناصر الدّين شاه روزى در حرمخانه خود ديد زنهايش بكنيزان خود امر كردهاند كه آنها را در هاونها نهاده و بشكنند ! وى گفت شما را چه مىشود كه اينطور مىكنيد ؟ ! يكى از زنها گفت : آن كسى كه ما را به تو حلال كرده قليان را بما حرام كرده ! و آقاى تيمورى رسالهئى در تفصيل آن بعنوان « تحريم تنباكو » تأليف نموده . و همانا وى را مجدد دين در سر سال هزار و سيصد دانستهاند ، و عنوان مجددين در سر هريك از صدهاى تاريخ در جلد اول ( ص 222 ) گذشت . و آن جناب بسبب مرجعيت فوقالعاده كه داشته فراغت تأليف كتب و رسائل علمى و غيره نداشته ، الا اينكه در « نقبا : 441 » چندين رساله از او ذكر كرده : اول « تلخيص افادات شيخ انصارى » اعلى اللّه مقامه . دويم « حاشيه بر رسائل عمليه » آن مرحوم ، و همچنين بر « نجاة العباد » و « نخبه حاجى كرباسى » و غيره . سيم « رساله در اجتماع امر و نهى » . چهارم « رساله در رضاع » . پنجم « كتاب طهارت تا وضوء » . ششم « كتاب فقه » از اول مكاسب تا آخر معاملات . هفتم چنان كه در « اعيان الشيعة 1 : 258 » فرموده : « رسالهئى در مشتق » . و از آنچه گذشت معلوم شد كه اساتيد درس وى چند نفر بودهاند بدين تفصيل به ترتيب تاريخ وفات : اول شيخ محمد تقى ايوانكيفى . دويم حاجى كرباسى . سيم شيخ حسن بن