ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

886

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

و علاوه بر اين‌ها همه ، وى بزرگوارى بود حسن التدبير ثاقب الفكر راجح العقل واسع الصدر ، و در اعلاء كلمهء دين و تعظيم شعائر اللّه و امر بمعروف و نهى از منكر نهايت اهتمام بجاى مىآورد و در قيام بلوازم طلاب و بيچارگان همتى بسزا داشت ، و اعيان روزگار و تجار ذوى - الاعتبار همه در جنب بزرگى و بزرگوارى وى خاضع و خاشع بودند . در سنه 1287 در عصر شريف عبد اللّه حسنى به مكه معظمه رفت و در خانه موسى بغدادى منزل كرد ، و صاحب‌خانه خبر بشريف مذكور داد كه وى در خانه او است و او بصاحب‌خانه گفت كه وى را نزد او ببرد و او آن را به آن جناب گفت ، وى فرمود : هرگاه ديديد كه علما بدرگاه ملوك‌اند بگوئيد بد علمائى و بد ملوكى هستند ! و هرگاه ديديد ملوك بدرگاه علما هستند بگوئيد خوب علمائى و خوب ملوكى هستند ! و بالاخره شريف از او ديدن نمود . و همانا او مىخواست در مدينه طيبه مجاورت نمايد و برايش فراهم نشد ، پس عزم مجاورت مشهد مقدس رضوى نمود ، و چون در سنه 1288 گرانى سخت معروف در ايران و عراق عرب و غيره روى داد وى همى تعهد ضعفا و فقرا و طلاب را مىنمود و همه مانند عيال او بودند . و در سنه 1291 ظاهرا بعنوان زيارت نيمه شعبان بكربلا رفت ليكن باطنا مقصودش گريختن از رياست و اجتماع مردمان و انزواء در گوشه‌ئى بود ، و پس از زيارت كاظمين در أواخر شعبان بسامره رفت و بنا نهاد كه در ماه مبارك رمضان در آنجا بماند براى اينكه حرم مطهر از زوار خالى نماند ، زيراكه شبها اگر كسى از بزرگان علما مانند او در آنجا نبودند درب آن را مىبستند و ساير زوار از آن محروم بودند . و بعد از ماه مبارك بعضى از خواص وى از نجف نامه‌ئى نوشته و سبب نيامدن او را پرسيد ، و اين هنگام قصد خود را كه مجاورت سامره باشد بدانها اظهار نمود . پس حاجى نورى و دامادش حاجى شيخ فضل اللّه شهيد و حاجى ملا فتحعلى سلطان‌آبادى و غيره بعنوان متابعت او بسامره رفتند ، و بعد از چند ماهى در اوائل سال 1292 شيخ جعفر نورى عيالات آنها را بسامره برد و خود نيز آنجا مجاور شد ، و پس از آن ساير اصحاب و طلاب نيز بدان شهر آمده و چيزى نگذشت كه سامره يكى از بلاد مهمه گرديد ، چنان كه مرحوم حاجى نجم الدوله كه هماره در تقاويم معموله خود وقت ظهر و اذان صبح تهران و بعضى از شهرهاى معظم ايران و غيره را مىنوشت در يكى از تقاويم معموله بعد از