ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
885
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
پانزدهسالگى در « شرح لمعه » درس مىگفته ) . و پس از آن براى تكميل دروس خود باصفهان حركت كرده و در هفدهم صفر سال 1248 بدان شهر رسيد و بدرس شيخ محمد تقى ايوانكيفى رفت و آن علامه معظم وى را بشركت مير محمد حسين امام جمعه - كه در ( 1298 ) بيايد - بدرسى مخصوص در مبحث وضع شركت داد ، ليكن چند ماهى بيشتر نگذشت كه وى دار فانى را در نيمه شوال وداع گفت ، چنان كه در احوال او بيايد . پس آن جناب بدرس علامه مؤسس مؤتمن مرحوم آقا مير سيد حسن مدرس ( اعلى اللّه مقامه ) رفت و قبل از بيستسالگى بدريافت اجازه نائل گرديد . و همچنين چندى بدرس حاجى كرباسى رفت ، و هم خود در آن شهر بتدريس پرداخت ، و جماعتى در آن شهر از مجلس درس او بيرون آمدهاند . و در حدود 1259 بعتبات عاليات مشرف شد و آنجا خدمت شيخ حسن آل كاشف - الغطاء و همچنين درس صاحب « جواهر » را دريافت ، و آن جناب سفارش نامهئى براى وى به حسين خان صاحب اختيار ، والى فارس نوشت ، و در آن تصريح باجتهاد وى نموده و از آن جمله نوشته بود كه خداى وى را براى علميت مردمان و امانت در شهرها و ترويج مذهب شيعه و كفالت اهل آن برگزيده . و همانا اين سخن كرامتى است از صاحب « جواهر » كه از مراتب و مقامات وى به چندين سال قبل خبر داده . و بعد از وفات صاحب « جواهر » بدرس شيخ الطايفه آية اللّه الملك البارى حضرت شيخ انصارى ( عليهالرحمه ) رفت كه عمده استفاده او از آن جناب بود و همى أبحاث او را از فقه و اصول ملازمت مىنمود و در ايام حيات او ما بين چندين صد نفر شاگردانش مشاراليه بوده و خود شيخ هم در محضر طلاب خويش مكرر اشاره باجتهاد وى فرموده ، بلكه مرارا مىفرموده كه من براى سه نفر مباحثه مىنمايم : ميرزا محمد حسن شيرازى ( كه آن جناب باشد ) و ميرزا حبيب اللّه رشتى و آقا حسن طهرانى . و بدين گواهى و مانند آن مرتبه وى بسى بالا رفته و آماده براى رياست و زعامت گرديد ، و پس از وفات شيخ همهء شاگردانش اجماع بر تقديم او براى رياست و زعامت نمودند ، الا اينكه گروهى از فضلاء آذربايجان بمرحوم حاجى سيد حسين ترك مراجعه كردند ، و چون در سنه 1299 او وفات كرد يكباره روى همگان بسوى آن جناب گرديد . و بس است در نفوذ حكم و قوت سطوت او قضيه دخانيه به شرحى كه در ( 1309 ) بيايد .