ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

875

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

مرحوم آقاى گزى ( ره ) . سيم « بدائع و نوادر » تأليف شيخ جابرى ( ص 12 س 1 ش 238 ) . چهارم « شمس التواريخ : 78 » . پنجم مقدمهء ديوان مطبوع وى ، تأليف آقاى همائى كه از همه بهتر و در حقيقت مغنى از تمام آنها است ، و ما مختصرى از آن مقدمه را با ملاحظهء مآخذ مذكوره در اينجا آورده و چنين گوئيم كه : وى از مشاهير شعرا و ادبا و خوش‌نويسان خط تعليق و رجال عالىمقام محترم اصفهان در نيمهء دويم قرن دوازدهم و نيمهء اول قرن سيزدهم هجرى بوده ، و از فنون عربى و أدبى مانند صرف و نحو و بديع و عروض و قافيه و همچنين از معارف الهيه و مسائل ذوقى حكمت و عرفان و تصوف بهره‌اى كافى داشت ، و در خوش‌سليقگى و ظرافت طبع و تجملات و تجود در لباس و وسائل زندگانى از نوادر روزگار خود بشمار مىرفت . در ايام پيرى زمان سلطنت فتحعلى شاه را درك كرد ، و در نزد رجال آن دولت بمقام فضل و ادب شهرت و حرمت داشت ، و وضع تكيه و سنگ قبر كه خودش انتخاب كرده شاهد است بر آن ، و مخصوصا حاج محمد حسين خان صدر ( كه نخست حكومت اصفهان و كاشان را داشت و سپس مستوفى المالك شد ) به دو اظهار ارادت و خدمت مىكرد و پاس مقام ارادت و شيخوخيت و حرمت مراتب أدبى و عرفانى او را بسزا نگاه مىداشت . و در آن زمان كه پس از ترك طرز شعراى قديم طرز نابهنجار هندى در شعر فارسى راه يافته و مدتى شعرا بدان نهج سخن مىسرائيدند و پس از آن مير سيد على مشتاق بر ضد آن قيام كرده و دوباره طرز شعراى متقدمين را در شعر پارسى آورد ؛ هنوز آن طرز درست نيامده و طرز هندى هم نرفته بود كه جمعى از شعرا بر سر دوراهى قرار گرفته و بطرزى مخالف هر دو ، شعر مىگفتند كه از آن جمله اين واله صاحب عنوان بود ، و بنابراين نبايد چندان از اشعار وى انتظار همپايه بودن با اشعار شعراى بزرگ عصر قاجاريه را داشت . و به‌هرحال ، اين شاعر ماهر سخن‌سراى قادر و عارف كامل و سالك و اصل در اين سال وفات كرد ، و بر در دروازه تخت پولاد اصفهان در تكيه‌اى كه بنام وى بتكيه واله معروف است و نخست بنام باغ والهيه بوده دفن شد ، و آن تكيه از شهر كه به طرف تخت پولاد بروند به سمت راست واقع