ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

854

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

و شيخ محمد مهدى فتونى و چند روزى قليل هم براى تبرك نزد سيد بحر العلوم درس خوانده ، و چندين كتاب تأليف كرده ، اشهر و اعظم همه كتاب « كشف الغطاء » از مبهمات شريعت غراء ، در فقه از عبادات تا جهاد ، وانگهى از وقف و توابعش زياده بر چهل هزار بيت ، و بمناسبت تأليف آن كتاب وى را كاشف الغطاء گويند . دويم ايضا كتاب « كشف الغطا » از معايب ميرزا محمد عدو العلماء ، در رد حاجى ميرزا محمد اخبارى كه در ( 1232 ) بيايد ؛ چنان كه در « روضات » است . و در « الكرم البررة » نام آن را « كاشف الغطا » نوشته . سيم كتاب « منهج الرشاد لمن أراد السداد » در رد وهابيه و آن نخستين كتابى است كه در رد آنان نوشته شده . چهارم كتاب « القواعد الجعفرية » در شرح مزجى بر كتاب بيع « قواعد » علامه كه آن را مقدمه كتاب « كشف الغطا » قرار داده ، و آن كتابى جليل و مشتمل بر اكثر قواعد فقهيه و نماينده تبحر مؤلف آن در فقه است . پنجم « مختصر كتاب كشف الغطاء » خود او كه ظاهرا كشف الغطاء فقهى او باشد . ششم كتاب « مشكاة المصابيح » در شرح مصابيح كه ظاهرا مقصود « مصابيح » بحر العلوم باشد ، و در « الكرام » تعبير از آن به « منثور درة » نموده كه مقصود اين باشد كه آن نثر « درهء » بحر العلوم است » . هفتم كتاب « مناسك الحج » . هشتم كتاب « غاية المأمول » در علم اصول . نهم كتاب « بغية الطالب » . دهم كتاب « الحق المبين » در تصويب مجتهدين و تخطئه اخباريين . ديگر چند قاعده كه آن‌ها را نواده‌اش شيخ موسى بن شيخ محمد رضا بن شيخ موسى در أوان توقف در سامره در 6 ذىالقعده سنه 1305 جمع كرده و در سنه 1316 در آخر اين « حق المبين » بدان ملحق نموده و با هم چاپ كرده‌اند كه در « الذريعة 17 : 183 به شماره 969 » بعنوان « القواعد الستة عشر » آن را عنوان و ذكر نموده ، و شايد آن همان كتاب « القواعد الجعفرية » باشد كه آنفا ذكر شد . و آن جناب روايت مىكند از استادش ، آقا محمد باقر بهبهانى و از او دامادش شيخ محمد تقى ايوانكيفى ؛ چنان كه در آخر اجازه آقا سيد حسن صدر كه براى خواهرزاده‌اش آقا سيد صدر الدّين ابن حاجى سيد اسماعيل صدر و آقاى الفت مشتركا نوشته و نسخه‌اش نزد آقاى الفت موجود است ذكر شده . در « قصص العلماء » بعضى از حكايات و مطالب مربوط بمرحوم شيخ دارد كه ما از آوردن آنها در اين كتاب خوددارى نموديم ، و همين اندازه گوئيم كه در « روضات » فرموده كه : وى