ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

797

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

وفات وى را در اين سال نوشته‌اند و در « مجموعة الادباء » در سنه 1226 نوشته ، و چون ما ترجيحى براى هيچ‌يك از اين دو قول بر ديگرى نداشتيم شرح احوال او را در آخر اين سال ( 1225 ) كه متصل بسال 1226 مىشود آورديم و چنين گوئيم كه : وى مرحوم آقا سيد حسين طباطبائى اردستانى از احفاد ميرزا رفيعاى نائينى ( مذكور در ج 1 ص 70 ) و خود از فحول شعراى اوايل دولت قاجاريه بوده كه در سنه هزار و صد و هشتاد مطابق ( 1146 - 1145 ) متولد شده كه قمرى آن در « تاريخ نائين 3 : 96 » نوشته ، و از مرقومات « الذريعة » ( محل مذكور ) سال 1190 برمىآيد و آنجا وى را اردكانى نوشته ، و شايد اردكان مصحف اردستان باشد . و به‌هرحال وى در اين سال بنص « مجمع الفصحا » وفات كرده ، انتهى . و وفات در تهران بوده و قبرش در قم است . مجمر در آغاز شباب بتهران رفته و بواسطهء ميرزا عبد الوهاب نشاط كه منشى - الممالك و مروج شعرا و اهل فضل و كمال بوده ؛ بدرگاه فتحعلى شاه بار يافت و آن پادشاه لقب مجتهد الشعراء را بوى عنايت و بدان بين الاقران و الاماثل سرافرازش نمود ، و ظاهرا آن بعد از وفات ميرزا سيد محمد سحاب بوده كه ما در ( ص 754 ) نوشتيم كه وى از طرف فتحعلى شاه اين لقب را داشته ، و او در مجالس شاهزادگان بمنادمت برقرار ، و خود ديوانى مختصر در اشعار دارد كه در آنها تخلص مجمر مىنموده . در « مقلاد الرشاد » فرمايد كه مجمر بر وزن منبر و هر دو بكسر ميم ، و فتح آنها از أغلاط است ، انتهى . و اينك اين اشعار از او در اينجا بنقل از مجمع نوشته مىشود : نه گرفتار بود هركه فغانى دارد * ناله مرغ گرفتار نشانى دارد در عشق بتان چاره بجز مردن نيست * بىمهر بتان نيز نمىشايد زيست اى واى بر آن دل كه بر آن سوزى هست * اى خاك بر آن سر كه در آن شورى نيست من يكى بحر گوهر افشانم * طيرگىبخش بحر عمانم مرغ ديدى كه نافه افشاند * من همان مرغ نافه افشانم مارم اما نه بر طبيعت مار * نوش ريزد ز نيش دندانم هم شكرريز و هم عبير افشان * لب دلدار و زلف جانانم هرچه در آستين گردون راز * همه سر بر زد از گريبانم در درافشانى و گهرريزى * طبع دستور و دست سلطانم