ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
781
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
بهطورىكه نوشته شد از حاجى ميرزا ابو القاسم صاحب عنوان تا سيد شاهى 25 در ( جزء 7 جلد 8 « اعيان الشيعة » ) نوشته ، و از او تا حسين القطعى 9 را ما به خط مرحوم ميرزا محمد على 32 بن ميرزا محمد باقر 31 زنجانى اصفهانى كه در ( 1303 ) بيايد ، ملاحظه نموديم كه آن را از خود تا حضرت امير ( ع ) در پشت نسخهاى خطى از « شرح لمعه » كه در بسيارى از مواضع آن خط جدش حاجى ميرزا على نقى 30 در حواشى آن مىباشد نوشته بود ، و آن را ما نزد جناب سيد شاهى 33 فرزند ميرزا محمد على 32 مرقوم در اصفهان زيارت نموديم و برخى اشكالات در آن وارد است . و نيز نسخهاى ديگر از جلد 2 « شرح لمعه » خطى وقفى در كتابخانه مدرسه صدر اصفهان به شماره 35 به نظر رسيد كه آن را امير سليم 27 مرقوم وقف نموده و چندين ورق از آخرش افتاده بوده و آن را حاج ميرزا علينقى مرقوم امر به نوشتن و جلد و شيرازه نموده و در پشت اول و آخر و حواشى آن خيلى چيزها به خط وى و ديگران نوشته بود . از جمله اينكه امير سليم مذكور كه آنجا وى را سيد محمد سليم زنجانى نوشتهاند از علما و فقهاء مائه دوازدهم و شاگرد علامه مجلسى بوده و در ع 1 سنه 1131 هفتاد و پنج جلد كتاب وقف نموده كه اين « شرح لمعه » يكى از آنهاست و توليت آن را در علماء اولاد خود قرار داده به شرطى كه از زنجان بيرون نبرند . و در « مجله يادگار . سال 3 ش 8 ص 36 » وفات فرزندش سيد محسن 28 را در سنه 1148 نوشته ، و اينكه در ( ص 35 ) همين شماره سيد سليم را شاگرد و معاصر محقق كركى آورده غلط و شماره انساب دليل آن است . و همانكه حاجى ميرزا علينقى نوشته كه شاگرد علامه مجلسى بوده درست است . و بههرحال ، مرحوم حاج ميرزا ابو القاسم 31 صاحب عنوان از اعاظم و اعيان علماء زنجان بوده ، و شعر عربى و فارسى را نيكو مىسروده و در اين سال متولد شده ، چنان كه در جلد چهارم « الذريعة » است ، و در جزء مرقوم « اعيان » در اين سال و سال 1225 مرددا ذكر كرده . و بههرحال وى از زنجان باصفهان آمده و آنجا در نزد سيد رشتى حجة الاسلام و حاجى كرباسى درس خواند ، و در سنه 1253 بزنجان برگشت ، و در آنجا رياست مهم و نفوذ امر كاملى بهمرسانيد ، و در سنه 1266 كه فتنه بابيه در زنجان رو داد با آن گروه بمناقضه برخاست و قلما و عملا با آن طايفه منازعتى سخت نمود ، و چنان كه در « المآثر : 149 عمود 2 » نوشته زحماتى فوقالعاده تحمل فرمود ، و در رد آن جماعت ؛ و همچنين در فقه و اصول و حديث و غيره