ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
728
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
فرزندش أمير عبد القادر صاحب عنوان از رجال معروف سياسى دوران و نيز از علماء زمان و اهل فضل و ادب و رياست و سياست و امارت بوده . شرح احوالش در « معجم المطبوعات : 692 » و « گاهنامهء 1309 » نوشته و آنچه از آنها برمىآيد آنكه وى - بنص معجم مذكور ( ستون 691 ) - در قريهء قيطنهء مذكوره متولد شده ( و در گاهنامه در 1220 گفته ) . و بههرحال پس از طى زمان رضاع در حجر تربيت پدر خود پرورش يافته تا بسن تمييز رسيد ، آنگاه « قرآن مجيد » را حفظ كرد ، و چون بسن چهاردهسالگى رسيد براى تحصيل علوم بوهران رفت و با جدى هرچه تمامتر به تحصيل فضائل كوشيد ، و علوم فقه و حديث و فلسفه و هيئت و جغرافيا هريك را كاملا ياد گرفت ، و كتابخانهئى گرانبها ترتيب داد ، و در سنه 1241 با پدر خود از راه مصر به مكه و مدينه رفت ، و پس از اداء حج با قافلهء شامى بدمشق و سپس ببغداد رفتند ، و از آنجا بالجزاير بازگشتند . و در سال ( 1246 - 1245 ) كه مملكت الجزاير از دولت عثمانى مجزا شده و بدست فرانسويها افتاد بغايت بر اعراب آن ولايت سخت آمد و بتدريج از در مخالفت درآمدند و به سيد محيى الدّين اظهار داشتند كه بتحت بيعت وى درآمده و بر ضد فرانسويان قيام نمايند ، و او انكار نموده و پس از الحاح فرزند خود امير عبد القادر را براى اين امر تعيين كرد . و بنابراين در سنه 1248 مردم الجزاير با وى بر نهضت ضد فرانسوى بيعت كردند و از آن روز باز وى بكلمهء أمير ملقب و مشهور گرديد . و بناء شورش نهاده و تا پانزده سال جنگهاى متعدد ، با آن گروه نمود و در اغلب آنها فتح با وى بود ، و آخر در حدود ( 1264 - 1263 ) با آنها صلح كرد به شرط اينكه با خانوادهء خودش باسكندريه يا عكا برود ، و پس از انعقاد صلح آنها او را با كشتى جنگى بطولون و پس از آن به امبواز بردند و بواسطه اضطراب ايام ثورهء فرانسه پنج سالى آنجا ماند تا ناپلئون سيم وى را در امبواز ديد و بغايت در اكرام او كوشيد و بسى اعتذار از عدم وفاء بوعده خواست و شمشيرى مرصع به او داد و سالى صد هزار فرانك وظيفه برايش مقرر كرد كه ماه به ماه به او بدهد و گفت به غير از الجزاير در هركجا از ممالك اسلامى كه مىخواهد برود . و او با همراهان خود بقسطنطنيه رفت و با سلطان عبد المجيد خان ملاقات نمود ، و سلطان خانهاى برايش در بروسه معين كرد ، و او دو سال و نيم آنجا ماند ، و در سنه 1271 بواسطهء بروز زلازل كثيره ترك آنجا را نموده و بدمشق