ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

726

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

* ( 301 - وفات شاه عالم ، آفتاب ، شاعر هندى ) * وى مروج الدّين ابو المظفر آخرين حكمران اسلامى در دهلى هند است كه از اهل علم و ادب بوده ، و شعر هم مىگفته و تخلص آفتاب مىنموده ، و به‌طورىكه در « ريحانة الادب 1 : 21 » فرموده براى طمع در بعضى از امتيازات موعوده از اجانب ؛ ملك بنگاله را تسليم بيگانه نموده ، و غلام قادر خان نامى از كسان وى با او مخالفت كرده تا فرصتى بدست آورده و چشمانش را ميل كشيده نابينايش نمود ، و او مدت‌ها بدان حال زيست تا در اين سال وفات كرد . شاه عالم قصيده‌ئى دارد بنام « شهرآشوب » در فتنهء غلام قادر خان مرقوم ، و اينك اين اشعار از وى نوشته شده : صرصر حادثه برخاست پى خوارى ما * داد بر باد سر و برك جهاندارى ما آفتاب فلك رفعت شاهى بوديم * برد در شام زوال آه ! سيه‌كارى ما چشمم از جور فلك كنده چو شد بهتر شد * تا نبينم كه كند غير ، جهاندارى ما داد افغان بچه‌ئى شوكت شاهى بر باد * كيست جز ذات مبرا كه كند يارى ما * ( 302 - تولد حاج شيخ عبد الرحيم كركوتى كرمانشاهى ) * وى فرزند ملا عبد الرحمن بن ملا عبد الاحد بن حاج ملا عبد الجليل ( ره ) است . حاج ملا عبد الجليل در اين جلد در سال ( 1219 ص 656 عنوان 263 ) گذشت . و ملا عبد الاحد و ملا عبد الرحمن هم در آن عنوان ( 658 ) ذكر شدند .