ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

708

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

و ولاه و وليه يليه ، من باب ضرب و حسب ( الاول قليل الاستعمال ) وليا بالفتح : دنا منه و قرب ، و يقال : الولى حصول الثانى بعد الاول من غير فصل ، و ولاه الامر تولية : جعله واليا عليه ، و الوالى اسم فاعل و منه والى البلدة : المتسلط عليها و حاكمها ، لانه يلى القوم بالتدبير و الامر و النهى . و المتولى اسم فاعل . و سمى به من تولى امر الاوقاف و تدبيرها ، انتهى . پس از اين كلمات معلوم شد كه ( ولى يلى ) از باب ضرب يعنى بر چيزى مسلط شد ، و توليت ، كسى را بر جايى و چيزى مسلط كردن ، و والى : صاحب اختيار و مسلط بر جايى و چيزى است ، و متولى مخصوصا كسى است كه در امور اوقاف تصرف و تدبير ، و مصالح آن را تنظيم و ترتيب و اصلاح نمايد ، و متصديان روضات مطهره را متولى و متولىباشى گويند ، الا اينكه متصديان روضهء مطهرهء رضويه ( ع ) را بمناسبت اينكه اصل توليت ؛ بناء بر شرطى كه شاه‌عباس دربارهء موقوفات خود نموده ( كه در هر عصرى با پادشاه وقت است ، و به‌همين‌جهت هماره بايد شاه وقت تعيين متولى بنمايد ) نايب‌التوليه ، و عمل آن را نيابت توليت هم مىگويند . و باشى لفظى است تركى ، بمعنى رئيس ، و چون در جملات آن زبان ، مضاف اليه را قبل از مضاف تلفظ مىكنند ؛ لهذا باشى را كه مضاف است و بايد قبلا بگويند ، كه معنى رئيس متولىها را بدهد بعد از متولى مىگويند ، چنان كه در بعضى كلمات ديگر مانند : ملاباشى ، منجم‌باشى ، حكيم‌باشى ، همه همين‌طور است ، يعنى رئيس متوليان ، رئيس ملايان ، رئيس منجمان ، رئيس حكيمان و هكذا . و از دير زمانى تاكنون اين روضهء مطهره در هر عصرى متوليانى داشته كه أسماء آنها بر ما پوشيده است ، حتى در مائه سيم كه فقط به صورت يك بقعه در ميان بيابان نزديك يك ميل يا يك ربع فرسنگ بقصبهء نوقان بوده كه ( چنان‌كه از « منتخب التواريخ : 453 و 54 چاپ اول سنگى » برمىآيد ) در آن اوقات مردى يا زنى روزها آنجا مقيم ، و براى شب چراغى در آن روشن مىكرده و درب آن را مىبسته و بنوقان مىرفته و صبح باز مىآمده ، يا اصلا چراغ هم روشن نمىكرده . و در « مطلع الشمس 2 : 284 تا 286 » در وقايع سال‌هاى 809 و 822 و 842 مىنويسد كه ميرزا شاه‌رخ گورگانى در اين سنوات بمشهد آمده و سادات عظام را كه متوليان آن بقعهء مباركه بودند انعام و اكرام كرده ، انتهى . و در « منتخب التواريخ : 491 » نوشته كه سلطان حسين ميرزاى بايقرا در اكثر أوقات