ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
358
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
طباطبائى تبريز برمىخوريم قبلا ذكر نموده و بعد از آن أحوال صاحب عنوان را مىنويسيم هرچند داخل در موضع اين كتاب كه رجال دورهء قاجاريهاند نباشند ، و چنين گوئيم كه در كتاب « دانشمندان آذربايجان » أحوال اين سه نفر را ذكر فرموده بدين شرح : اول ميرزا صالح در ( صفحه 215 ) و آنجا نوشته كه وى از جملهء عباد وقت بوده و هيچگاه نوافل را ترك نكرده و بپارسى و تركى شعر هم مىگفته و تخلص بنام خود صالح مىنموده و اين اشعار را از او آورده : به صد منت در آباديش مىداديم نگرفتى * گرفتى كشور دل عاقبت ملك خراب ما ايضا : كموبيش منظور درويش نيست * كه كم در قناعت كم از بيش نيست ايضا : جهان بمنت اهل جهان نمىارزد * هزار شكر كه نيكى ز كس نمىآيد ايضا : غمت همچو من مبتلائى ندارد * بلا ، غير من آشنائى ندارد فريبندگى نيست در طبع صالح * عصائى ندارد ردائى ندارد أيضا : دامنش وقتى بدست آمد كه گيرائى نداشت * كار ، سامان رفت هنگامى كه كار از دست رفت ايضا ، تركى : ننگ نايغوسين چكن چاك گريبان ايستمز * خاطرين جمع ايستين زلف پريشان ايستمز قوى عتابى كونكلمى چين جبين ويران قيلور * موج كافيدور سنيق كشتيغه طوفان ايستمز ايضا : چون چين جبينه أولمه مايل * اى غنچهء ناز آچل آچل گرچه در شجرهنامه سادات وهابىها كه در ( 1213 ) شرحش بيايد به چندين نام ميرزا صالح برمىخوريم و يكى از آنها را در ( 1249 ) در عنوانى مخصوص مىآوريم