ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

350

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

پس از عزل مير معز الدّين محمد اصفهانى - جد سادات شهشهان اصفهان - از صدارت شاه‌طهماسب ، وى بدين منصب برقرار شد و چندين سال من حيث الاستقلال در خدمت آن پادشاه بعالىرتبهء صدارت معزز و گرامى بود ، انتهى . و در « منتظم ناصرى » عزل امير معز الدّين و نصب امير اسد اللّه را در سنه 943 نوشته ، و گويد بقولى در سنه 944 گفته‌اند ، انتهى . و در « تذكرهء شوشتريه » فرمايد : وى در رعايت و ترفيه حالات سادات نهايت كوشش مىنمود ، انتهى . و همانا بايد دانست كه صدر كسى بوده كه از طرف پادشاه وقت براى بازرسى موقوفات و وظائف و مستمريات مملكت معين مىشده كه در دولت مشروطه ايران وى را وزير وظائف و أوقاف مىگويند ، و او را در آن ازمنه صدر الممالك مىگفته‌اند ، و در دولت صفويه بنص « عالم‌آرا : 107 » اين‌چنين كس البتّه بايد سيد باشد ، چنان‌كه فرمايد : در اين دودمان ولايت نشان ، صدارت كه عبارت از تقديم سادات و ارباب عمايم و تكفل مهمات ايشان و ضبط أوقاف و رسانيدن وجوه بر معارف شرعيه است بجز سادات عظيم القدر فاضل پرهيزكار به ديگرى تفويض نمىيابد ، انتهى . و اين شخص صدر ، هركس بوده از طرف خود براى هر شهرى كسى را تعيين مىكرده كه او را نايب الصدر مىگفته‌اند . و به‌هرحال مير اسد اللّه تا آخر عمر خود بمنصب صدارت برقرار بود ، ليكن در أواخر ايام حيوة به جهت كبر سن دامن از آن در پيچيده و واگذار به فرزند خود مير سيد على نموده . در « روضات الجنات : 188 س 11 » نيز نامى از اين امير اسد اللّه برده ، و اين كه وى از محقق كركى روايت نموده ، و سيد حسين بن حسن بن سيد محمد موسوى كركى از او روايت كرده ، انتهى . و مير محمد قاسم نسابه سبزوارى بطورىكه در « الذريعة 4 : 410 شمارهء 1810 » فرموده رساله‌ئى بنام « الاسدية » در أنساب سادات مرعشيه بنام اين أمير اسد اللّه تأليف نموده « 1 » ، و از كتاب « فيض الإله : قكا » چنين برآيد كه خود وى نيز چندين كتاب تأليف كرده : اول « رساله‌ئى در تحقيق أراضى أنفال » . دوم « رساله‌ئى در تحقيق اينكه زينب و رقيه زوجتان عثمان خليفه از صلب حضرت رسول ( ص ) بوده‌اند . سوم « ترجمهء كتاب نفحات اللاهوت » محقق كركى ( ره ) . چهارم كتاب « كشف الحيرة »

--> ( 1 ) كتاب اسديه در مقدمه جلد اول « جامع الانساب : 68 » معرفى شده است .