ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
331
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
در « ص 305 » ذكر كرده . و اين فقير خود از مرحوم حاج سيد احمد دهكردى كه در ( 1339 ) بيايد شنيدم كه مىفرمود : من جلد اول « طرائق الحقائق » را در شيراز به خط رحمتعلى شاه ديدم و او در شريعت و طريقت مجتهد بود ، انتهى . و اين سخن را بدان مىگفت كه طرائق را تأليف او مىدانست ، و از اينكه طرائق در جلد سيم حاوى مطالبى است كه برحسب تاريخ نتواند تأليف رحمتعلى شاه باشد ، به نظر اين فقير در توجيه اين كلام چنين مىرسد كه مرحوم رحمتعلى شاه مطالبى در اثبات حقيت تصوف و تأييد آن بآيات و اخبار و دلائل عقلى و نقلى و تطبيق آن با حكمت الهى در مجلدى تأليف كرده ، و سيد دهكردى آن را در شيراز به خط وى ديده ، و مرحوم حاجى نايب الصدر فرزندش تصرفاتى در آن نموده و جلد اول طرائق فعلى را از آن بوجود آورده ، و دويم و سيم را هم خود اصلا بنيان نهاده و تأليف كرده باشد . و بههرحال ، در « طرائق 3 : 180 » نوشته كه اين رباعى و بيت را به آن جناب نسبت دادهاند ، العهدة على الراوى : تا حق به دو چشم خود نبينم هردم * از پاى طلب نمىنشينم هردم گويند كه حق به چشم سر نتوان ديد * آن ايشانند من چنينم هردم نقش كردم رخ زيباى تو بر خانهء دل * خانه ويران شد و آن نقش به ديوار بماند انتهى . اين فقير محمد على معلم مؤلف گويد : رباعى مرقوم بطور قطع و يقين از او نيست زيراكه در « رياض العارفين ، روضه اول : 172 » و « فارسنامه ، گفتار 2 : 249 » آن را بشيخ اوحد الدّين عبد اللّه بليانى نسبت داده و چنين نقل كردهاند : تا حق به دو چشم سر نبينم هرگز * از پاى طلب مىننشينم هرگز گويند كه حق به چشم سر نتوان ديد * آن ايشانند و من چنينم هرگز و از كلمات سابقه معلوم شد كه وى در نزد جد خود حاج محمد حسن درس خوانده و خدمت مجذوبعلىشاه و مستعلىشاه در تصوف سر سپرده و ارادت ورزيده ، اينك گوئيم كه جماعتى از بزرگان هم از فيض ارشاد و بركت تربيت او فيضياب شده كه باصطلاح از مريدين او مىباشند و بمنصب شيخيت و خلافت و دستگيرى رسيدهاند و در « طرائق 3 : 183 تا 205 » و بعضى از صفحات متفرقه ديگر آنها را ذكر كرده و ما أسماء بعضى آنها را از آن كتاب باختصار و انتخاب به ترتيب حروف در اينجا نقل و هركدام را پس از اين