ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

330

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

و در همين سال گوهر سلطان خانم اصفهانى را تزويج نمود و چيزى نگذشت كه مرحوم حاجى شروانى وفات كرد ، و او باصطلاح قطب وقت گرديد ، و امور صوفيه سلسلهء نعمت‌اللهيه بوى محول و مرجوع شد ، و در تمام ممالك ايران و غالب خطه هندوستان و بعضى از شهرهاى عربستان طالبين اين طريقه روى بدرگاه او آوردند ، و وى براى مركز هر ولايت شيخى و نايبى نصب كرد و گاهى هم خود بسركشى امور آنها سفر مىنمود ، چنان‌كه مكرر به زيارت قبر شاه نعمة اللّه ولى بولايت كرمان رفته و مدت‌ها مىماند و باز بشيراز برمىگشت ، و در سنه 1260 سفرى ببلوك جرقويه نمود ، و آنجا دختر مرحوم ميرزا مهدى خليفه سلطانى را تزويج فرمود ، و در سنه 1263 با پدر خود كه از انكار وى برگشته بود ، از راه بوشهر بعتبات عاليات و از آنجا بمشهد مقدس رفت و در سنه 1264 پدرش در آن شهر وفات كرد ، و او بعد از كفن و دفن پدر بطهران بازآمد و آن وقت ناصر الدّين شاه بتخت موروثى جلوس نموده ، و امير كبير صدر اعظم بود . شاه فرمود تا لباس عزادارى از او برآوردند و لباس تسليت پوشانيدند ، و مرحوم امير دستور داد تا فرامين و احكامى كه لازم بود صادر فرمودند و دعائى از او خواست ، و او دعائى بأمير داده و فرمود هيچ‌وقت از خود دور منما ! در « طرائق : 179 » فرمايد : عجبا ، در حمام رسيد بأمير آنچه رسيد كه آن حرز جواد را با خود نداشت . انتهى . مرحوم رحمتعلى شاه چون در تأويل أخبار و تفسير آيات مانند ساير علوم شرعيه تبحرى كافى و تبرزى وافى داشت و مطالب تصوف و عرفان را با آيات و أخبار و ادلهء شرعيه و براهين علميه تطبيق نموده و ببيانى شيرين و خوش و زبانى جذاب و دلكش بيان مىفرمود و هم با عموم مردم از دوست و دشمن با حسن اخلاق و معاشرتى در ميان همگنان طاق رفتار مىنمود ، مسئله تصوف را در ايام او رواجى تام بهم رسيد و بسيارى بدان طريقه درآمده و در خدمت او سر سپردند . مرحوم رحمتعلى شاه تأليفات چندى نيز دارد . اول حواشى متفرقه بر كتب عربيه و فقهيه . دويم رساله‌ئى در جواب از سؤال وحدت وجود ، تأليف آن رجب سنه 1249 . سيم رساله‌ئى در معنى سكينهء قلبيه و صدريه . چهارم رساله‌ئى در معنى كلمهء طيبه تهليل . پنجم كتابى در ادعيه كه اول و دويم و پنجم را در « طرائق : ص 180 » و سيم و چهارم را