ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
329
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
و بعد گفت خواهش دارم به شهر منزل كنيد و در رحمت به روى مردم باز فرمائيد ، حاجى شيروانى قبول كرده و در شيراز سكونت ورزيد ، و از آن روز باز صاحب عنوان مريد وى شده و داخل سلسلهء صوفيه گرديد ، و اين راز سر به مهر در شهر سمر و موجب رنجش جد و پدر كه از علماء والاگهر بودند شد ، و خود صاحب عنوان مورد ملامت خويش و بيگانه قرار گرفت . و بعد از آن در سنه 1236 - چنان كه در « طرائق : 177 » فرموده - به خدمت مجذوبعلىشاه ( 1238 ) رفت و از او چندى فيضياب شده و باز بشيراز آمد . و نيز در « طرائق 3 : 77 » نوشته كه وى هميشه صائم و بتقليل غذا و ذكر دائم گذران مىكرد ، هر روز صبح بعد از اداء فريضه و أوراد و أذكار مأثوره يك حزب از قرآن مجيد را با تدبر تلاوت مىفرمود و بدينطريق راه سلوك الى اللّه را مىپيمود ، الخ . مرحوم رحمتعلى شاه در طول مدت ، عمر طريق سفر عراقين و خراسان و حجاز و يثرب را پيموده ، و مدت شش ماه در كرمانشاه بصحبت شيخ احمد احسائى كه در ( 1241 ) بيايد مستسعد بود ، و بعد از وفات جد خود حاج محمد حسن بقومشه رفت و چندى در آنجا سكونت نمود ، و در سنه 1249 در مشهد مقدس بوده ، و مرحوم حاجى شيروانى با وى نهايت توجه مبذول مىداشت ، چنانكه با وصف بودن او از مريدان حاجى ، در « بستان السياحة » او را در عنوانى مخصوص ذكر كرده و بأوصاف عاليه و اينكه سالها است با من أنيس و محرم و جليس و همدم است وصف فرموده و در سنه 1250 بمحلات رفت ، و در آن وقت فتحعلى شاه در اصفهان وفات كرده بود ، وى براى تعزيت و تهنيت محمد شاه بتبريز رفت و از آنجا با هم بطهران آمدند ، و بعد از جلوس بسرير سلطنت و انتظام مهام لازمه ، در سنه 1251 محمد شاه وظايف فارس را در اختيار او گذاشت ، و وى را بلقب و منصب « نايب الصدر » مفتخر و در آن باب فرمانى صادر فرمود كه در « طرائق : 3 : 178 » صورت آن را آورده ، و ما مقصود از كلمه نايب الصدر و معنى آن را در ( 1209 ) بيان خواهيم كرد . و بههرحال ، وى پس از صدور فرمان بشيراز برگشت ، و وظايف و مستمريات آن مملكت را زير نظر خود درآورد و بنيكوتر وجهى آن را اداره نموده و براى هركس باندازهاى كه بايد حقوق ساليانه مقرر داشت ، و عشر آنها را كه حق خود او بود نيز بدانها واگذاشت ، و بسيارى كه از منكرين او بودند نهايت اخلاص و ارادت بوى پيدا كردند .