ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

405

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

لدى الروع صوال و للسمر معرك * مهول و أطمار العداء له حمر سيد سليمان پس از مدت هفتاد سال قمرى عمر ، در اين سال در حله وفات كرد و نعش او را بنجف آورده و در پشت ضريح مقدس نزد ايوان علماء دفن كردند و چندين نفر براى او مرثيه گفتند ، از آن جمله برادرش سيد محمد فرموده : فمن ذلكم يا أهل حلة بابل * اذا نالكم خطب هناك مهول و من ذا الذى يرجو دواء لسقمه * و ليس كثير عنده و قليل و وى را فرزندان چندى بوده ، يكى سيد داود 30 كه در ( 1223 ) بيايد . و ديگر سيد حسين 30 كه در ( 1236 ) بيايد ، و اعقاب او اينك در حله خانواده‌ئى تشكيل داده‌اند كه آنها را بنام او آل سيد سليمان مىخوانند ، و اين آل سيد سليمان غير از آل سيد سليمان ديگرى هستند كه در نجف مىباشند . * ( 170 - قتل سيد معصوم‌علىشاه عارف دكنى ) * سيد معصوم عليشاه نامش مير عبد الحميد و از عرفاء عصر و مرشدين معروف زمان خود بوده و چندين نفر را در طريق تصوف ارشاد و هدايت و تلقين ذكر و فكر نموده . مرحوم حاجى شيخ عباسعلى كيوان قزوينى در كتاب « كيوان‌نامه » نوشته كه فرقه صوفيه از زمان حضرت شاه نعمت اللّه ولى بعقب‌تر قطب زمان خود را شاه خواندند چون‌كه وى را قابل سلطنت صورى هم مىدانند منتهى تاكنون چنين سلطنتى براى آنها دست نداده ! و چون زمان كريم خان زند رسيد لقب مرسومى هركس را كه مرسوما اضافه بكلمهء ( الدّين ) مىنمودند مانند نور الدّين و غيره ، آن را اضافه بكلمهء ( على ) و اين لفظ مركب را با كلمه ( شاه ) تركيب نموده و مثلا نور عليشاه و غيره گفتند ، انتهى . و ظاهرا نخستين كسى از صوفيه كه به اين لقب تركيبى ملقب و معروف شده امثال همين صاحب عنوان و فيضعلى شاه و ديگر صوفيه اين طبقه مائهء دوازدهم هجرى قمرى باشند . و به‌هرحال از قرارى كه در نسخه دويم مفصل كتاب « شمس التواريخ » به خط مؤلف آن مرحوم ايزدگشسب به نظر رسيد ، مرحوم سيد معصوم در سنه هزار و صد و چهل و هفت مطابق سال ( 1113 - 1114 ) شمسى متولد شده و مادهء تاريخ وى را كلمهء