ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
406
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
ذو القرنين يافتند ، و پس از بلوغ به حد رشد و كمال وارد مقامات سير و سلوك شده تا در اين طريقه شهرتى كامل حاصل نمود و مقالهئى در توحيد و عرفان مشتمل بر سى و يككلمه تأليف فرمود و در أثر و جهدى كه در مرحلهء تصوف به عمل مىآورد و در تبليغ و تلقين مريدين خوددارى نمىكرد به حكم مرحوم آقا محمد على بهبهانى بسى اذيت و آزار كشيد و آخر هم بفرمان وى او را در اين سال در رود قرهسو كرمان شاه غرق كردند ( يا اين كه در باغ عرش برين او را بقتل رسانيده و هم در آنجا كه اكنون عمارت است دفن كردند ) و صوفيه تعبير از او به سيد معصوم شهيد مىنمايند و مىگويند چون وى در حيوة شاه عليرضا دكنى مرشد خود وفات كرده باصطلاح نتوان وى را قطب خواند ليكن جماعتى را وى ارشاد و تلقين كرده و به سرمنزل ايقان و يقين رسانيده از آن جمله نور عليشاه و حسينعلى شاه اصفهانيان و غيره . * ( 171 - تولد درويش على مصرى سنى ) * وى فرزند حسن بن ابراهيم انكورى ، و خود از علماء اهل سنت است كه در اين سال چنانكه در « معجم المطبوعات : 872 » نوشته متولد شده و در قاهره نشو و نما نموده ، و چون بدرجه تحصيل رسيد بجامع الازهر درآمد و در نزد شيوخ وقت مانند شيخ مهدى و غيره چندى درس خواند و پس از آن مايل بعلوم ادبيه گرديد ، و آنچه توانست كتب آن را جمع كرد ، و أمهات لغت را استقراء نمود و هم شطرى از هندسه و حساب را فرا گرفت ، و بعد از آن بكتابت و تقريض شعر پرداخت ، و علم بديع را متقن نمود ، و آنجا بشاعر عباس پاشا معروف شد و كتابى بنام « الاشعار بفنون الأشعار » تأليف كرد ، و آخر در سنه هزار و دويست و هفتاد ، پس از مدت پنجاه و نه سال قمرى عمر بعالم باقى شتافت . * ( 172 - تولد مرحوم شيخ محمد جاسبى - ره ) * « جاسب » با جيم بألف زده و سكون سين و باء ، چنانكه در « طرائق الحقائق 3 : 271 » در حاشيه فرموده قريهاى از مضافات قم است ، و شيخ محمد بمسطورات همان