ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
مقدمه 44
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
و در « كشف الظنون 1 : 537 » فرمايد : رساله مجلدى است مشتمل بر كمى از مسائلى كه بر يك نوع باشد ، و أصل آن نامهئى است كه از بزرگى فرستاده شده باشد انتهى . و در اصطلاح اين ايام ، هر كتابى را گويند كه چندان بزرگ نباشد ، و بخصوص اگر نام معينى براى آن معلوم نكرده باشند ، و بسيارى كسان ؛ كتبى را كه براى مسائل عمليهء مقلدين نوشته باشند ؛ رساله خوانند . 13 - شاگرد : معروف است ، يعنى كسى كه از ديگرى چيزى را ياد گيرد ، چه علم باشد و چه كارى ، و اين كلمه با اينكه فارسى است ، در « برهان قاطع » و « انجمنآرا » به نظر نرسيد ، فقط در « برهان » دارد كه : شاگردى ، معروف است ؛ كه در مقابل استادى باشد انتهى . 14 - شرح : « در كنز اللغات » نوشته : شرح آشكارا كردن انتهى . و آن از باب منع مستعمل ، و اصطلاحا اين است كه كسى مطالب كتاب ديگرى را مانند حاشيه ؛ توضيح و تفسير و تسهيل كرده و أقرب بفهم نمايد . يا علل و وجوه استدلالات و مطالبى ديگر از اين قبيل در آن بياورد ؛ كه غرض او تقريب بأذهان نباشد ، بلكه بسا فهم آنها مشكلتر باشد . و فرق آن با حاشيه اين است كه اين شارح اين مطالب خود را در اصل متن كتاب بنويسد آنگاه بسا باشد كه تمام كلام متن را ذكر نكند ، بلكه هرجا را كه مىخواهد شرح بدهد ذكر مىكند ، و بعد ؛ از خود كلماتى در شرح آن بياورد ، مانند « تفسير كشاف » و بسا باشد كه تمام كلمات متن را ذكر كرده ، و در شرح و توضيح آنها از خود كلماتى بياورد . و اين قسم اخير نيز دو نوع است : يكى اينكه يك مقدارى از عبارات اصل را ( چه كم باشد يا زياد ) ذكر كند ، و بعد از آن ؛ آنها را شرح نمايد ، و در اين صورت كلمات متن از شرح مجزى و ممتاز باشد ، مانند « شرح أنموذج » و غيره . ديگر اينكه عبارات اصل را با شرح ممزوج نموده و درست يك كتابى بوجود آورد كه هرگاه خود امتيازى بكلمات اصل ندهد ؛ از خط روى آنها كشيدن ، يا برنگى غير از رنگ مداد اصل نوشتن ، يا درشت و جلى نوشتن ، و غيره ؛ امتياز دادن اصل و شرح چندان واضح نباشد الا براى قليلى كه خيلى آشنا بعبارت اصل باشند . و هرچه مهارت و قدرت اين شارح در ادب و