ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

مقدمه 43

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

و هرچه خود ابداع مىكند مىآورد ، و ازاين‌رو عدد حواشى چندان شده كه از حيز احصاء بيرون رفته ، و تمام آنها اهميتى تاريخى دارد ، از اينكه مورد بحث ؛ تطور عقلى آن كسى است كه اين افكار در او بهم رسيده ، تا اينجا نقل از « الذريعة » شد . و اين حواشى گاهى در همان اطراف كتاب باقى مىماند كه آن را بتعبير « مجالس المؤمنين » حاشيه كنار كتابى ، و در اين ازمنه غير مدونه مىگويند ، و گاهى در جايى جمع شده و بحاشيه مدونه مذكور مىگردد . 11 - ديوان : اين كلمه مشتق است از دان بدون ؛ أجوف واوى از باب نصر ، مثل قال يقول ، و آن بكسر و فتح فاء هر دو آمده ، و در أصل دوان ( بتشديد واو ) بوده كه يكى از واوهايش تبديل بياء شده . در « كنز اللغات » گويد : ديوان كتاب حساب و كتاب شعر . و قال فى « تاج العروس » قال أبو عبيدة : هو فارسى معرب ، و أورده الجواليقى « فى المعرب » ، و كذا الخفاجى فى « شفاء الغليل » و قال الكسائى : هو بالفتح لغة مولدة . و قال سيبويه : انما صحت الواو فى ديوان ؛ و إن كانت بعد الياء و لم تعتل كما اعتلت فى سيد ؛ لأن الياء فى ديوان غير لازمة و انما هو فعال من دونت و الدليل على ذلك قولهم : دواوين ، فدل ذلك على أنه فعال ، و انك انما أبدلت الواو بعد ذلك . قال : و من قال ديوان فهو عنده بمنزلة بيطار . و بالاخره در « تاج » پس از چند سطر ديگر نوشته كه : ديوان اطلاق شده بر دفتر ، پس از آن بر هر كتابى ، و گاهى مخصوص مىشود بشعر شاعرى معين ، و اين معنى بر ديوان نخست مجاز بوده ، و پس از آن حقيقت در آن شده . آن‌گاه فرموده كه : خلاصه ، ديوان پنج معنى دارد : 1 - نويسندگان 2 - جاى آنها 3 - دفتر 4 - هر كتابى 5 - مجموعه شعر . تا اينجا نقل از « تاج العروس » است ، و در « اقرب الموارد » دياوين بياء را در جمع آن نقل كرده و آن دليل بر لزوم و اصالت ياء خواهد بود . 12 - رساله : در « المنجد » گويد : رسل كعلم يرسل رسلا بالتحريك و رسالة بالفتح : تدلى ( يعنى پائين رفت ) . و رساله بفتح و كسر ؛ اسم از أرسل است ، و صفحه چه‌ئى است كه كلام مرسل در آن نوشته مىشود ، و جمع آن رسائل و رسالات است انتهى .