ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

مقدمه 42

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

ممتاز بوده باينكه آنها واضح‌تر از متون خود كه براى توضيح آنها مىنوشته‌اند بوده ، و بعد از آن در عهد صفويه و قاجاريه نوشتن حواشى زياد شده ، و با إغلاق و تعقيدى سخت بظهور رسيده كه دست كمى از مشكلات متن خود نداشته . و هرچه پيشتر آمده اين اثر بيشتر از سابق در آن بوضوح پيوسته ، و مىتوان گفت در اين تاريخ حواشى بر سه قسم گرديده : اول : حواشى بر كتب ادبيه و خصوصا آنهائى كه مورد تدريس قرار گرفته ، كه حواشى آن كتب بغايت زياد ، و همه براى تشريح و تنقيح و بسط و تعليلات زائده و استدراك نكاتى كه ما تن براى اختصار حذف كرده به عمل آمده ، و اندكى از اين امور تجاوز بانتقاد نموده . دويم : حواشى بر كتب دينيه ، و آنها يا در مسائل اصليه است يا فرعيه . اما اول ، پس حواشى آنها همانا توضيح مراد ما تن و استدلالات عقليه يا نقليه براى او ، يا رد و انتقاد است ، و در اين مورد بحاشيه اكتفاء نكرده بلكه رسالات مستقله در آن نوشته شده . و اما مسائل فرعيه ، پس حواشى آنها يا مختصر و فتوائى است كه محشى چيزى را كه در مسئله بر خلاف استنباط ماتن استنباط كرده مىنويسد ، يا مفصل و مبسوط و متضمن بحث در أسناد اخبارى است كه مورد استدلال قرار گرفته ، يا در كيفيت استدلال و استنباط ، يا انتقاد خفيفى است . سيم : حواشى علوم عقليه ، و آن در عهد تيمورى أخير ؛ بالا گرفت ، و بواسطهء آنكه اصحاب آن نظريات خود را حق مىدانستند ؛ معركه آراء متخالفه گرديد ، و به مجرد اينكه كسى رساله يا كتابى مىنوشت به اندك وقتى حواشى چندى بر آن وارد مىشد ، و چيزى نمىگذشت كه آن حواشى ؛ خود بمنزلهء متنى مفروض ، و مورد حواشى ديگر چندى مىگرديد ، كه يا نصرت از مؤلف اصل بود ، يا نصرت از محشى آن ، يا إبداء رأى ثالثى ، يا محاكمهء بين آنها ، و اينك ما مىبينيم كه هر كتابى بضميمه حواشى از وضع اولى خود بيرون رفته و باهم تأليفى از محشى مىگردد ، زيراكه وى بعضى از اين كتاب حاشيه شده را كه حاشيه نكرده امضاء نموده و بعضى را كه حاشيه كرده ، إبداعى از خود آورده ، چنان كه اكثر تصانيف مستقله نيز همين‌طور است كه مؤلف آن بعضى از مطالبى را كه ديگرى متعرض شده و بعضى را كه خود ابداع كرده در آنها جمع مىكند ، منتهى در حاشيه نوشتن ؛ محشى مطالب غير خود را به همان كه آن غير آورده اكتفاء مىكند و زحمت وانوشتن آن را به خود نمىدهد