ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

مقدمه 31

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

3 - أمير : اين كلمه صفت مشبهه از امر يأمر از باب نصر ، و بمعنى آمر بصيغهء اسم فاعل آن مىآيد ، يعنى كسى كه متولى كار گروهى باشد ، اگرچه اصالت و شرافت نداشته باشد ، و همچنين كسى كه اصالت و شرافتى داشته باشد ، اگرچه فرمان‌فرمائى بر گروهى نداشته باشد ، چنان‌كه در « أقرب الموارد » فرموده ، پس امير ، فرمانده مردمانى چند زيردست خود مىباشد ، و آن هماره در أعراب معمول بوده ، و از صدر اسلام تا عقب‌تر بر بزرگان و بخصوص خلفاء اطلاق مىشده ، ليكن بر پادشاهانى كه عنوان خلافت اسلامى نداشته‌اند گفته نمىشده ، تا قرن هشتم كه ظاهرا در آن ايام براى نخستين‌بار بپادشاهان ؛ امير گفته‌اند ، مانند أمير تيمور و غيره ، و در اين اواخر تا اين زمان قائم‌مقام لفظ سيد نيز شده كه آن را با لفظ سيد يا بدون آن بر سادات اطلاق مىكنند . در « مستدرك 3 : 410 » فرمايد كه : أمير مخفف ( امير زائيده ) است ، و ازاين‌رو كه آن اشاره به اين است كه صاحب آن از اولاد امير المؤمنين عليه السلام است ؛ بر سادات اطلاق مىشود ، و از خصائص ألقاب آنها مىباشد انتهى . ليكن هرگاه در جلو اسماء علماء درآورند بايد آن‌كس سيد باشد ، مانند مير كه مخفف آن است ، بخلاف ميرزا كه آن بر سيد و غيره اطلاق مىشود ، و تحقيق حق در اين مقام موقوف بمراجعه مقدمه « جامع الانساب 1 : 36 » است . 4 - بابا : در « برهان قاطع » فرمايد : با ثالث بألف كشيده ؛ پدر و جد را گويند كه پدر پدر و پدر مادر باشد انتهى . و در « انجمن‌آرا » بعد از ذكر اين معنى فرمايد : اين لفظ را بر پيران كامل اطلاق كنند كه بمنزلهء پدر باشند ، چنان كه بابا افضل كاشى و بابا طاهر همدانى و امثال ايشان ، و أتراك نيز آتا گويند ، مانند زنگى آتا و ادون آتا كه نام دو نفر از مشايخ خوارزم بوده و قبر ايشان زيارتگاه است ، من نيز در آنجا فاتحه خواندم ، و مردم اولاد خود را بنام ايشان نذر كنند و مبارك دانند و آتا نياز خوانند ، و در بلاد روم پيران و مرشدان خود را دده گويند ، و هركس را كه در كارى بزرگ باشد تعظيما بابا خوانند انتهى . 5 - پير : در « برهان قاطع » فرمايد : پير ، بر وزن و معنى پدر است ، كه به عربى أب خوانند انتهى . و در « انجمن‌آرا » فرمايد : پير بر وزن سير بمعنى پدر است چنان‌كه مار