ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
مقدمه 30
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
لفظ آغا اصلا تركى مغولى و بغين است ، و معنى خواجه و سرور را مىدهد ، و بعدا آقا بقاف شده انتهى . و شايد بمناسبت همين اصالت آن در غين در بسيارى از جاها آن را بغين مىنويسند چنانكه در « الفيض القدسى » از اول كتاب تا آخر هرچه دارد همه را بغين نوشته ، لكن أكثر و أشهر در اين أوقات بقاف است ، و بعضى آغاى بغين را دربارهء زنان و خواجگان ( خصيان ) استعمال مىكنند ؛ تا فرقى ميان مردان و غير آنان داشته باشد ، و از معنى لفظ آقا ؛ آغا و ألفاظ ديگر كه اينك مىنويسيم چنين برآيد ، كه همهء الفاظى كه آنها را در أوائل اسماء اهل علم درآوردهاند ؛ بمعنى بزرگتر و رئيس و سرور و مهتر بوده و مىباشد ، كه براى احترام ؛ آن الفاظ را پيش از اسماء آنان در مىآوردهاند . منتهى در هر عصر و زمانى و مملكت و زبانى اين ألفاظ مختلف شده . و ظاهرا نخستين وقتى كه اين كلمه در جلو أسماء علماء شيعه و مملكت ايران در آمده ؛ مائهء يازدهم هجرى بوده ، كه مىبينيم آقا حسين خوانسارى و فرزندانش آقا جمال و آقا رضى را بدين كلمه خواندهاند ، و قبل از آنها در أسماء علماء و غيره ؛ در نظر نمىآيد كسى را بدين نام خوانده باشند ، و بعد از آن شايع شده تا به آقا محمد باقر هزارجريبى و آقا محمد باقر بهبهانى و غيرهما رسيده ، و هلم جرا تا اين زمان ما كه بر تمام مردم از وضيع و شريف و اهل علم و غيره در مكالمات و مكاتبات و ساير محاورات عرفيه گفته مىشود ، حتى اينكه قائممقام لفظ سيد نيز شده ، و بجاى آن در جلوى اسماء سادات بدون لفظ سيد و مير و ميرزا نيز در مىآورند ، بلكه در اين زمان براى احترام ببعضى اشخاص ، اين كلمه را در اواخر أسماء آنها درآورده و حسين آقا و هكذا غير آن مىگويند ، ليكن در اسماء سادات جلوى اسم و در غير آنها كه براى احترام است در عقب در مىآورند . در « تذكرة القبور : 32 » در احوال آقا محمد باقر هزارجريبى كه در 1205 بيايد فرمايد كه : آقاى مطلق در كربلا اول او بوده و بعد آقاى بهبهانى انتهى . براى مأخذ اين كلام رجوع شود برساله ميرزا محمد حسين نجفى در احوال پدرش آقا محمد على .