ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

مقدمه 14

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

مغول از آن حدود كوچ كرده بايران آيند ؛ و از آنجا بتركستان كه وطن اصلى ايشان است شتابند ، و آنها حسب الامر رفتار نموده حركت كردند ، و چون بايران رسيدند أكثرى از ايشان رحل اقامت انداخته در آن مملكت سكونت اختيار و بتركستان نرفتند ، و از جمله آنها اولاد و أحفاد قاجار مرقوم بودند كه در حدود گنجه و ايروان توقف كردند ، و جماعتى را كه در سمت بالاى رودخانه ، يورت اقامت نمودند يوخارىباش گفتند ، يعنى بالاى سر و يوقارى كه يوخارى شده بتركى بالا را گويند ، و باش سر را ، و طايفه‌ئى را كه در سمت پايان رودخانه فرود آمدند اشاق‌باش گفتند ، يعنى پائين‌سر ؛ و اين اول امتيازى است كه در ايشان بهم رسيد ، پس هريك از اين دو طايفه به چندين تيره جدا شدند ، و هركدام بمناسبتى نامى بر خود نهادند ، بعضى بملاحظه مسكن ، و پاره‌ئى بنام پدر و سردار ، و ديگرى بمواشى خود از گوسفند كه بتركى قوى و قوين گويند و شتر كه دوه است و غيره ، و كلمه لورا كه بمعنى صاحب است بر آن افزودند ، من‌جمله يك فرقه از اشاق‌باش را قويونلو گفتند و هكذا . و چون مرحوم شاه اسماعيل صفوى را داعيهء خروج و بمعارج سلطنتى عروج رسيد ، و باستعانت طوائف متفرقه لواى پادشاهى برافراشت ، سلسله قاجاريه يكى از آن طوائف ايشان را قزلباش مىگفتند بودند ، و در هر مورد بخانوادهء صفويه كمك‌ها مىنمودند ، و پس از استقرار سلطنت در آن خاندان از امراء بزرگ و مصدر كارهاى سترك واقع شدند چنان‌كه در تواريخ آن دولت گاهى بنام آنها برخورد مىشود . و من جمله ؛ يكى از ايشان شاه قلى خان بن طهماسب خان قويونلو است كه در سنه 969 از طرف شاه‌طهماسب به سمت قونسولگرى به سمت روم رفت ، و بالاخره ايشان را عدت و عدتى بهم رسيد ، تا شاه‌عباس بناء بر مصلحت مملكتى چنان صلاح ديد كه آنها را متفرق كند بنابراين آنان را چند شعبه نموده و هريك را به سرحدى از سرحدات مملكت مأمور فرمود كه علاوه بر تفرق خود آنها ؛ آن سرحد نيز بوجود ايشان از تاخت‌وتاز بيگانه محفوظ ماند ، و از آن جمله شعبه‌اى از ايشان را در استرآباد برابر طايفهء تركمان واداشت و آنها همواره با تركمانان بمدافعه و مقابله مشغول بودند ، و دفع شر ايشان را از متوطنين ايران مىنمودند ، تا بتدريج اكثر سلسلهء قاجاريه شد و حال از گنجه و ايروان نموده و باسترآباد آمدند ، و آنجا مانند ساير ايلات بييلاق و قشلاق بسر مىبردند .