شيخ محمد شعيب

6

مرآت الاولياء ( فارسى )

( ر ح ) فرموده‌اند كه شبى در خواب ديدم كه فرشته طومارى در دست داشت ، پرسيدم كه چه مىنويسى ؟ گفت « نام دوستان خدا را » گفتم نام من نوشته‌اى ؟ گفت « نى » گفتم چرا ؟ گفت « تو از ايشان نيستى » گفتم من از ايشان نيم لكن دوست دوستان اويم و ايشان را دوست دارم - در اين بودم كه فرشتهء ديگر دررسيد و گفت « طومارى را از سر كر « الف » و نام ابراهيم را مقدم بر همه نويس كه دوست دوستان خدا است » و ابو العباس ابن عطا ( ر ح ) گفته‌اند كه اگر توانى كه دست زنى در دوستان او زن چه اگرچه درجهء تو به ايشان نرسد ترا شفيع باشد و در عشقيه آورده است كه از خواجه جنيد بغدادى ( ر ح ) سؤال كردند كه مريد را چه فائده است از حكايت ايشان ؟ شيخ فرمودند كه سخن ايشان لشكريست از لشكرهاى حق تعالى كه بدان مريدان را اگر دل‌شكسته بود قوى گردد و از لشكر مدد يابد چنانچه در حديث آمده است « عند ذكر الصلحين تنزل الرّحمة » « ب » و از خواجه يوسف همدانى قدس اللّه سره سؤال كردند كه هرگاه اين طائفه روى در نقاب آرند چه كنم تا سلامت مانم ، گفتند كه هر روز هشت ورق از سخنان ايشان بخوانيد گويا كه با ايشان صحبت مىداريد و شيخ على دقاق رحمة اللّه عليه را گفتند كه فائده سخن مردان خداى شنيدن چيست ؟ فرمودند « اول آنكه اگر مرد طالب بود قوى همت گردد و طلبش زياد شود و دوم آنكه اگر در خود عيبى دارد آن دعوى از سر او بيرون رود نيك « ج » او نمايد كما قال الشّيخ » لا تزن الخلق ميزانك و زن نفسك به ميزان الصديقين لتعلم فضلهم و افلاسك » و عبد الرّحمن اسحاق را پرسيدند از « د » كسى قرآن خواند و معنى نداند چه فائده و اثر دارد يا نه ؟ گفت " اگر كسى دارو خورد و نداند كه چه مىخورد اثر مىكند ، قرآن چگونه اثر نكند " هكذا فى العشقيه و محمّد بن حسن گويد " معروف ( ر ح ) را بخواب ديدم گفتم كه

--> ( الف ) كن . ( ب ) رجوع كنيد به تذكرة الموضوعات مؤلفه علامه محمّد طاهر بن على الهندى ، طبع بيروت 1399 ه ص 193 - موصوف اين حديث را بىاصل قرار داده است و ملا على قارى گويد كه اين قول سفيان ابن عينيه است ( موضوعات كبير طبع نور محمّد اصحّ المطابع كراچى سال طباعت درج نيست ، ص 83 . ( ج ) عرننگ . ( د ) مظ - ( از ) ندارد .