شيخ محمد شعيب

7

مرآت الاولياء ( فارسى )

خداى عزّ و جل با تو چه كرد ؟ گفت مرا بيامرزيد " گفتم بزهد و ورع ! گفت به يك‌سخن كه از پير سماك ( ر ح ) شنيدم گفتم چه بود ؟ گفت " هركه بجملگى بخداى « الف » عزّ و جل برگردد ، خداى تعالى نيز از وى جملگى برگردد و هركه بجملگى بخداى عزّ و جل بازگردد خداى عز و جل برحمت به او بازگردد و همه خلق يار او گردد " و مولانا نظام الدّين حسين سبط مولانا علاء الدّين مكتب‌دار رحمهما اللّه تعالى در وقت رفتن ازين عالم فانى بعالم باقى بياران و دوستان خود مىفرمودند " امورى كه با آن توصل به حق توان يافت منحصر گشته است بسه چيز ، كلام خداى عزّ و جل و حديث مصطفى عليه السّلام و سخنان مشايخ عليهم الرّحمه البتّه عشر از قرآن و حديث از احاديث سيّد انس و جان و كلمه چند از سخنان اولياء و دوستان حق بايد و مقارن عمل بايد ساخته " . بدانكه بهترين مخلوقات الهى بعد از انبيا عليهم السّلام اولياءاند كه ايشان بموجب آيت كريمه " يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ " « ب » عاشقان و محبّان و محبوبان اويند و اين طائفهء عاليه هميشه بوده‌اند و هستند و تا قيامت خواهند بود و دنيا از بركت وجود مبارك ايشان قائم و مستقيم است چنانچه پير على هجويرى ( ر ح ) در كشف المحجوب نوشته‌اند كه خداوند تعالى هرگز زمين را بىحجت ندارد و هرگز اين امت را بىولى ندارد و سند از رسول عليه الصّلاة و السّلام آورده‌اند كه پيغمبر ( ص ) فرموده‌اند هرگز اين امت من خالى نباشد از طائفهء كه بر خير باشد لقوله عليه السّلام " لا يزال طائفة من امّتى على الخير و الحقّ حتّى يقوم السّاعة " « ج » و هميشه چهل تن بر خوى ابراهيم عليه الصلاة السّلام " باشند لقوله عليه السلام " لا يزل من امتى اربعون على خلّق ابراهيم عليه الصّلاة و السلام كذا فى كشف المحجوب - پس از انبيا ( ع )

--> ( الف ) از خداى . ( ب ) المائده 54 . ( ج ) اين حديث با تغيير الفاظ در مسلم ( عربى ، اردو ) طبع لاهور 1981 ه ج 5 ص 183 كنز العمال مؤلفه شيخ علاء الدّين على المتّقى الهندى طبع حيدرآباد دكن 1364 ه ج 13 ص 144 - درج است .